«ماركس» اقتصاددان فقير

نوشين پيروز / شرق


مي‌گويند «ترير» (يكي از شهرهاي كوچك و معروف آلمان نزديك مرز لوكزامبورگ)، قديمي‌ترين شهر كشور آلمان محسوب مي‌شود كه رومي‌ها به آن «روم پشتِ آلپ» مي‌گفتند. هنوز هم آثار زيادي از بقاياي اين دوران درميان شهر جديد باقي مانده تا آن را تبديل به يكي از شهرهاي توريستي آلمان كند. تاكستان‌هاي زيبا در كنار رود «موزل» و چشم‌اندازهاي فوق‌العاده زيبا، قدمت تاريخي منطقه و صخره‌هاي لورلاي و... ركورد جلب توريست آلمان را ربوده است. اما اين شهر زادگاه «كارل هاينريش ماركس» فيلسوف، متفكر انقلابي، جامعه‌شناس و اقتصاددان معروف آلمان نيز هست. اگر در شهر گشتي زده باشيد و طبيعت زيباي منطقه را ببينيد، شايد شما هم مثل من تحت تاثير محيط، احساس كنيد كه الان روي اين نيمكت زيبا مي‌نشينم تا فرضيه و نظريه جديدي را كه همين الان درباره بهتر شدن جهان به ذهنم رسيده، روي كاغذ بنويسم! واقعا اين شهر جان مي‌دهد براي فيلسوف شدن. خانه محل تولد كارل ماركس در خيابان بُروكن اشتراسه شماره ١٠ را تبديل به موزه ماركس كرده‌اند. اين خانه با ظاهري به سبك باروك كه در سال ١٧٢٧ ساخته شده را پدر ماركس به عنوان دفتر و محل زندگي خانواده خود اجاره كرده بود. خانه ساكنان گوناگوني داشته و در حال حاضر كاملا بازسازي و مرمت شده است به طوري كه غير از پي، همه چيز آن نو است؛ اما دقت شده تا سبك معماري اصلي خانه حفظ شود. خانه ماركس، در واقع موزه و آرشيو كوچكي از آثار اوست. در اين خانه/‌موزه مي‌شود نمونه‌هايي از كتاب‌هاي خطي ماركس و دست‌خط او را ديد، همين‌طور عكس‌هاي جالبي از ماركس و همسرش همراه با بچه‌ها و نامه‌هاي او را هم در اينجا جمع‌آوري و آرشيو كرده‌اند. در طبقه همكف بازديدكننده‌ها، داستان و تاريخ خانه را دنبال مي‌كنند و عكس‌ها و نقشه‌هايي از شهر و حال و هواي دوران كودكي و خانواده ماركس را مي‌بينند؛ از جمله، مجموعه‌اي از دوران تحصيل او به عنوان دانش‌آموز نمونه و ادامه تحصيلش در شهرهاي بن و برلين، يا داستان و عكس‌هايي از نامزدي پرماجرا و عروسي ماركس با دوستِ دورانِ كودكي‌اش «جني ون وستفالن» (او از يك خانواده بسيار ثروتمند و يك اشراف‌زاده بود)؛ زني كه بعد از ازدواجش با ماركس هميشه در كنار او در تنگدستي و با دست و پنجه نرم كردن با انواع سختي‌ها زندگي كرد. در اتاق ديگري هرآنچه مربوط به زندگي و آثار و نوشته‌هاي او و همين‌طور همسر و فرزندان‌شان است و سرنوشت هركدام، به نمايش گذاشته شده. قسمتي ديگر از اين موزه هم به جمع‌آوري و نگهداري از آنچه ديگر بزرگان تاريخ درباره ماركس، نوع زندگي و آثار او نوشته، يا گفته‌اند، اختصاص دارد. ديدن اين موزه مثل دوره كردن خلاصه شده يك مبحث درسي با عنوان «كارل ماركس كه بود و چه مي‌گفت» است. درست مثل شب قبل از امتحان، هرچه مربوط به ماركس خوانده‌ايد، يك دور دوره مي‌شود، اما حياط عقبي خانه برعكس موزه، محيط بسيار زيبا و حتي ديدني دارد. ماركس از دوران كودكي تا آخر عمرش هرگز براي مدت خيلي طولاني نتوانست در يك خانه و يك شهر بماند و چه خواسته يا ناخواسته، خانه يا شهرش به خاطر مسايل اقتصادي يا به‌دليل شرايط سياسي و گاهي به علت كار و درس تغيير كرد. او در برلين، بن، بروكسل، پاريس و سال‌هاي آخر عمرش را در لندن زندگي كرد و هميشه وضع مالي ماركس وحشتناك بود. او يك‌بار درباره وضعيت مالي خودش گفت: «تا به حال هيچ‌كس در فقدان كامل پول، اينقدر درباره پول مطلب ننوشته است!»