بیدل از خود برونم من که می جویم دلی.../ ه. ح.
سروده ای از عبدالقادر بیدل دهلوی فرزند عبدالخالق ارلاس، شاعر سده ی هفدهم میلادی
چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم می کنم
رفته رفته هر چه دارم چون قلم گم می کنم
بی نصیبِ معنی ام کز لفظ می جویم مُراد
دل اگر پیدا شود، دیر* و حرم** گم می کنم
تا غبارِ وادیِ مجنون به یادم می رسد
آسمان بر سر، زمین زیر قدم گم می کنم
دل نمی ماند به دستم، طاقت دیدار کو؟
تا تو می آیی به پیش، آیینه هم گم می کنم
قاصد مُلک فراموشیِ کسی چون من مباد
نامه ای دارم که هر جا می برم گم می کنم
بر رفیقان بیدل! از مقصد چه سان آرم خبر؟
من که خود را نیز تا آن جا رسم گُم می کنم.../عبدلقادر بیدل دهلوی
*دیر: عبادتگاه مسیحیان
**حَرَم:مکان مقدس مسلمانان
آرامگاه آن زنده یاد، زیارتگاه اهل دل، در قریه ی خواجه رواش کابل است...🕊💞🌈
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 16:46 توسط هاشم حسینی
|