امروزچهار شنبه
13 شهریور 1387
در این روزنامه
*آخرین خبر
کلاغ های پارک لاله عمگینند
اما
قار قار رادیوها
تلویریون ها
موبایل ها
شبکه ها
کلاغ های ساکت پارک پایتخت
اما
شعارها/ اندرزها/ ارعاب
شب نامه های مردان تقوا علیه هم
خطابه های خفقان
کلاغ های خاموش شهر موش
آرام آرم
کلاغ کودکی
بدین سو که من پشت حصار ایستاده ام
می آید و با ترس خبر می دهد
یکی از هم نوعان شما
جوانی جویای کار
از گرسنگی یک هفته است که مرده با دهان باز
و دستانی ترک برداشته با تکه ای نان...
کلاغ ها بی صدا
اما
قار
قار
کلانتران
عربده ها
خمیازه ها...

**یادداشت
رفتگری هم چنان دستکش در دست، گوشی تلفن عمومی را چنگ زده دارد با کسی در آن سو، بر سر خانه بدوشیش حرف می زند...
لندهور شکم گنده ای که از زانتیایش بیرون می آید، بی خیالِ پایتخت، خلط مبارک گلویش را شلیک می کند بیرون...
زنی که برای خریدسبری بیرون زده اما آرایش شب او برق می زند، به راننده ی تاکسی اعتراض می کند که: داری زیاد می گیری... حرومت باشه...
راننده هم جواب می دهد: خانوم این صدتومن نه منو قارون میکنه و نه تو را گدا... و تازه:
اولندش: کاش برای حقوق اجتماعیت هم این قدر حساسیت به خرج می دادی...
دومندش: آیا شما خانوما هنگام خرید سرخاب ماتیک هم اینقدر چونه م زنین؟
و چنین است که تهران روزش را می اغازد...
***خورو نوشته ها
End Parvaz همراه با نقش یک عقاب (وانت، گرمدره- کرج)
یاشاسین آذربایجان ( وانت کرج)
سی یو لییتر ( وانت ، کرج)
Daracula/Timberland ( برچسب روی شیشه عقب پیکان)
Shayan cantin
Ya alla
تصویر امام علی(ع) پشت تاکسی
****روزی روزگاری شهری که دوستش دارم...
دوباره سلام هفتکل!
روح یک شهر در کجا حضور دارد؟
زندگی در کدام سمت از شهر بهتر می تپد؟
کودک سال های 40 می رود سراغ زنده های اکنون، می پرسد:
- آقا مصطفا قریب حالت چطوره؟ شهرت تو کجاست؟ قلب تو کجا می تپد؟
فرهنگی مرد خسته ی سالیان که زمانی دغدغه درس و مشق بچه های مردم را داشت و کار دومش رسیدگی بی مزد و مواجب به امورات ورزش شهرش بوده، سیگاری روشن می کند. نگاهی عمیق به من می اندازد. سکوت می کند. نمی دانم بغض کرده و یا "حرفش نمی آید"...
- آقا پسر برو این پرسش را از مرد خدا، حاج آقا آل علی بپرس ....
می روم پشت در خونه ی آقا، زنگ می زنم...می گویند حاج آقا ناخوشه زمین گیر شده... پسرک می دود از شاهین شهر به اهواز، از زیتون کارمندی به کرج ...
- آقا اومدم سراغ خدارحم حلیمی... میگن کرج رندگی می کنه... کلی حرف برای گفتن داره...
- پسر، خدارحم کجا تو کجا! دیر اومدی... شاید میخوای خدارحم حسینی را ببینی، نه؟ همون که با خشنودی نمایش بازی می کرد و همیشه می گفت:...جوانی حلاوت دارد... اما اندازه دارد...
- اگه اونه بخوام ببینم، پس خان دلها – حجاب کو؟ یدولا طهماسبی و جوانبخت کو؟ هان؟ عبدورحیم فلوتی کجاس حالا
- کجان؟
و او از عظیمیه می پرد به ناکجا آباد جایی که همه ی مردان و زنان آن سالیان حضور دارند...
کلانتر گلشن نگاهی به پسرک می اندازد که گوشه ی مغازه ی حسنپور ایستاده . زل زده به آن ها.
- این کیه خان؟
حسنپور که دارد لیوان را برای رفع تشنگی به سوی سرهنگ دراز می کند، با خونسردی جوای می دهد:
- این پسر؟!
- آره! انگار منو می شناسه...
- این پسر شاهد و گزارشگر این شهر نفریت شده س...
- اسمش چیه؟
حسنپور سری تکان می دهد و بعد از پسرک می خواهد خودش حرف بزند.
حالا پسرک هست و حسنپور و کلانتر گلشن و نازالیا بیرون از مغازه که مشتاق و منتظر زل زده به همه ی آن ها...
ادامه دارد...

*****آموزش زبان انگلیسی
یک آزمون (1)
Pronunciation
60 کلمه ی زیر را باید سریع و صحیح در کمتر از 1 دقیقه ( دست کم 40 ثانیه) بخوانید.
پس از آن که از سرعت و صحت عمل خواندن خود اطمینان حاصل نمودید، واژه ها را در 5 دسته تقسم بندی کنید. کدام واژها صداهای: فتحه/کسره/ ضمه/ آ/ ای/ می دهند.
plan, pall mall, wall paper, again, crack, ship, n, pay, hack, address, pail, lace, lip, lamp, across, Bill Clinton, bitch, beach, past, paste, dad, doll, manage, trap, Pete, cost, call, hat, hot, lack, lock, j, fair, farce, fall, fill, fail, flame, key, k, kit, crane, fax, frame, bit, beat, match, much, track, standard, attract, scale, jazz, this, these
پاسخ های خود را به این نشانی بفرستید و امتیاز خود همراه با شرح اشکالاتتان را دریافت نمایید.
ادامه دارد.