ای علی! هرکس تو را بکشد مرا کشته است
و هرکس با تو کینه ورزد، با من کینه ورزیده است
و هرکس تو را دشنام دهد مرا
دشنام داده است، زیرا تو برای من
همچون خود من هستی.
روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است
رسول معظم اسلام صلی ا... علیه و آله
![]()
شهادت امام عدالت و راستی ، بدست دین بازان تشنه ی قدرت؛
تسلیت باد…
![]()
|
از وصيت نامه اميرمؤمنان(ع): |
...بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر. و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روىگردانيدن از هم. و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است... (روزنامه اطلاعات31.06.87)
![]()
علی(ع) شخصیتی که نمی شناسیم...
دکتر علی شریعتی: چه رنجی بزرگ تر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد؟و چه رنجی بالاتر از اینکه کسانی که می بینیم در چه سطحی از معنویت، از آگاهی، از منطق و از انصاف هستند باید از علی و از مکتب علی سخن بگویند و مردم را با مکتب علی آشنا کنند؟ و چه رنجی بالاتر از اینکه در این دنیا یک ملتی، یک گروهی هست که مارک علی بر پیشانی سرنوشتش خورده و از فقر، از خواب، از تخدیر، از تفرقه و از کوتاه اندیشی، و از بدبینی، ضعف و ذلت رنج ببرد؟
![]()
خواندنی های امروز
یک شنبه ۳۱.۰۶.۸۷
پیام کارمندی
امروز در محل كار بنده سه ساعت برق قطع بود، الان هم يك ساعت هست كه به منزل آمدم و متاسفانه اينجا هم برق قطع است. ميخواهم ببينم چه كسي بايد جواب اين همه نابساماني را بدهد؟ من به عنوان يك كارمند اگر اين همه در كارم تخطي و بيمسئوليتي نشان بدهم مطمئنا اخراج ميشوم، آيا مسئولان ما كه به گفته امام بايستي خدمتگزار مردم باشند اصلا فكر ميكنند كه ما چه قدر از اين وضعيت راضي هستيم.
![]()
سگ باهوش، صاحبش را از مرگ نجات داد
يك سگ باوفا، جان صاحبش را نجات داد.ماجرا از اين قرار بود؛ هنگامي كه سگ متوجه از حال رفتن صاحب خود به علت حمله صرع شد؛ از طريق تلفن با شماره 911 (پليس) تماس گرفت و پس از چند لحظه نيروهاي امدادي به كمك اين مرد شتافتند.
پليس فنيكس اعلام كرد كه سگ باهوش پس از تماس با پليس،به شدت پارس كرده و زوزه كشيده است.
![]()
زياد فکر نکنيد چاق مي شويد!
اعتماد: تحقيق جديد کانادايي نشان داد زياد فکر کردن مي تواند باعث پرخوري و در نهايت منجر به چاقي شود. پژوهشگران کانادايي طي تحقيقات خود در دانشگاه لاوال در شهر کبک دريافتند که استرس ناشي از کار ذهني باعث مي شود که افراد بيشتر بخورند که به اين ترتيب ميزان دريافت کالري آنها افزايش يافته و چاق مي شوند. به عنوان بخشي از پژوهش، محققان از 14 دانشجو درخواست کردند پس از انجام سه کار ساده اما متفاوت غذا بخورند. اين کارها شامل نشستن و استراحت کردن، خواندن يک متن و خلاصه کردن آن و نيز انجام آزمون هاي حافظه روي رايانه بودند. پژوهشگران مي گويند؛ اين سه کار هر کدام انرژي بسيار کمي مصرف مي کنند اما در عين حال دانشجوياني که کار ذهني انجام دادند نسبت به آنها که استراحت کرده بودند کالري بيشتري مصرف کردند. به علاوه اين پژوهشگران دريافتند دانشجويان پس از خواندن و خلاصه کردن يک متن، 203 واحد کالري بيشتر استفاده مي کنند درحالي که پس از انجام تست هاي حافظه رايانه مقدار مصرف کالري آنها 253 واحد بيشتر است. همچنين نمونه هاي خوني افراد تحت آزمايش که قبل، در حين و بعد از اين سه جلسه کاري گرفته شده و آزمايش شده بود نشان داد که در طول انجام کار ذهني ميزان گلوکز و انسولين افزايش مي يابد چرا که گلوکز به عنوان سوختي براي مغز حين انجام هر نوع کار فکري و ذهني استفاده مي شود.
![]()
رویدادها
رئيس جمهور امروز تهران را به مقصد نيويورك ترك مي كند
ترديد آلمان و مخالفت چين و روسيه با افزايش تحريم هاي ايران
طرح الزام دانشگاه ها به پذيرش دختران در محل سكونت تدوين شد
كاهش جمعيت دانش آموزي در سال تحصيلي جديد
٣ ميليارد تومان اعتبار براي توسعه درس قرآن اختصاص يافت
|
معاون هوانوردى سازمان هواپيمايى كشورى خبر داد |
![]()
پیشنهاد خاتمی به احمدینژاد برای تحول اقتصادی
سیدمحمد خاتمی دیروز برای نخستینبار از پیشنهاد خود به احمدینژاد در زمان واگذاری مسوولیت دولت خبر داد كه در آن، از ضرورت تحول اقتصادی و بهینهشدن وضع یارانهها سخن گفته بود. رئیسجمهور پیشین ایران در بخشی از این مصاحبه كه به بحث گفتوگوی تمدنها اختصاص داشت، گفت: در آخرین دیداری كه همان سه سال پیش با آقای رئیسجمهوری داشتم، ایشان به من گفتند كه اولویتها از نظر شما چیست و در آنجا بعضی مسائل را مطرح كردم كه ایشان هم به دقت توجه كردند، من اصلا اسمی از گفتوگوی تمدنها نبردم، ایشان انتظار داشتند كه من بگویم مسئله گفتوگوی تمدنها مهم است، اما من بیشتر به مسائل علمی و پیشرفت كشور اشاره كردم و همانجا گفتم نتوانستم یارانهها را بهینه كنم و عنوان میكنم كه موافق تحول اقتصادی و بهینه كردن یارانهها هستم، منتها اگر حرفی هست در شیوه است تا مردم هزینههای سنگین نپردازند. خاتمی در این گفتوگو همچنین با تاكید بر ضرورت برآمدن رئیسجمهوری اهل گفتوگو و معتقد به اصول دموكراسی در داخل و تنشزدایی در صحنه جهانی، تاكید كرد كه پیششرط انتخاباتی با حضور اكثریت مردم، گشوده شدن فضا و درك حساسیت موقعیت در نزد انتخابكنندگان و انتخابشوندگان است. وی در بخشی از گفتوگوی خود با سایت باران در پاسخ به این پرسش كه «پیشنهادتان به رئیسجمهوری آینده ایران برای چگونگی پیگیری مقوله گفتوگوی تمدنها چیست؟»، گفت: اگر در انتخابات آینده كسی برگزیده شود كه تفاهم بیشتری با این موضوع داشته باشد، طبعا امكانات بیشتری را برای بسط نظریه گفتوگوی تمدنها به كار میگیرد و بهخصوص در كشورهایی مثل ما كه همهچیز دولتی است و اگر دولت تفاهم در این زمینه داشته باشد، برای گفتوگوی تمدنها میتوان خیلی آسانتر و ارزانتر كار كرد و اگر این تفاهم نباشد مشكلاتی ایجاد میشود، كما اینكه امروز امكانات من در زمینه گفتوگوی تمدنها در حد صفر است و از امكاناتی كه در دوران ریاستجمهوری داشتم به اندازه یك ذره و یك قران استفاده نكردم. كما اینكه خیلی از سازمانها و موسسهها از امكانات دولتی برای كارهای پژوهشی، علمی و حتی خیریه خود استفاده میكنند و در این زمینه كتابخانهای را كه با اشك چشم و خوندل تهیه كردیم و فاخرترین كتابخانه در زمینه مسائل مربوط به گفتوگوی تمدنها به شمار میآید و 30 هزار جلد كتاب داشت را كاری نكردم كه در دوران ریاستجمهوری به موسسه گفتوگو تمدنهای خودم منتقل كنم. بنابراین اگر دولتی بود كه به نظریه گفتوگوی تمدنها اعتقاد داشت خیلی ساده میتوانستیم از این امكانات مشروع استفاده كنیم.
![]()
جانباز شيميايي هستم با ٣٢٠ هزار تومان حقوق و مشكلات زياد، با توجه به تورم، همه سبد كالا و شركت تعاوني دارند، اما ما هيچ كدام را نداريم. شايد تاريخ مصرف ما گذشته است و ما فراموش شده ايم. پیام به روزنامه خراسان
![]()
استخدام شاگرد ممتازها براي شركت در امتحان
5 دانشجوي تنبل براي قبولي در امتحانات پايان ترم نقشه عجيبي كشيدند
آنها با انتشار آگهي استخدام فارغالتحصيلان ممتاز در روزنامهها، 5 نفر را استخدام كردند تا به جاي آنها در جلسه امتحانات پايان ترم شركت كنند.
مدتي قبل زماني كه امتحانات پايان ترم در دانشگاهي در غرب تهران در حال انجام بود و دانشجويان سر جلسه امتحان نشسته بودند، يكي از مراقبان جلسه امتحان متوجه ماجراي عجيبي شد.
او كه تمام دانشجويان را به خوبي ميشناخت، وقتي متوجه مردجواني شد كه مشكوك بهنظر ميرسيد، ماجرا را با مسئولان دانشگاه در ميان گذاشت.
به اين ترتيب بررسي مدارك شناسايي دانشجوي جوان آغاز شد و مسئولان دانشگاه با مشاهده شناسنامه اين جوان متوجه شدند وي يكي از فارغالتحصيلان همين دانشگاه است كه مدتي قبل با رتبه ممتاز مدرك تحصيلياش را دريافت كرده بود و حالا به جاي يك دانشجوي ديگر در جلسه امتحان نشسته و سرگرم پر كردن برگه امتحاني بود.
با مشخص شدن اين موضوع، ماجرا به پليس گزارش شد و مرد جوان پس از بازداشت به دادسراي ناحيه 2 تهران انتقال يافت.
متهم وقتي مقابل قاضي ارجمندي - بازپرس شعبه 11 - قرار گرفت لب به اعتراف گشود و گفت: مدتي قبل با معدل خوبي توانستم در رشته مهندسي فارغالتحصيل شوم اما در اين مدت نتوانستم شغل مناسبي پيدا كنم.
چند روز قبل وقتي روزنامهها را ورق ميزدم متوجه آگهي استخدام فارغالتحصيلان رشته مهندسي شدم و با شمارهاي كه در آگهي بود تماس گرفتم.
از آن سوي خط صداي مرد جواني را شنيدم كه ميگفت مديرعامل شركتي در غرب تهران است و از من خواست براي ديدن او به اين شركت بروم. وقتي خودم را به آنجا رساندم پسر جواني را ديدم كه دانشجوي همان رشتهاي بود كه من در آن فارغالتحصيل شده بودم.
او از من خواست در ازاي دريافت 200 هزار تومان به جاي او در جلسه امتحان شركت كنم و من كه مدتها بيكار بودم و وضع مالي خوبي نداشتم پيشنهاد او را قبول كردم.
![]()
رئيس انجمن دندانپزشكي ايران از رژيم غذايي نامناسب ايرانيان انتقاد كرد و آن را عامل تخريب و فرسودگي دندانها دانست.
«گبه» مخملباف در فهرست برترين آثار تاريخ سينماي آسيا
فيلم «گبه» ساخته «محسن مخملباف» به عنوان يكي از بهترين آثار تاريخ سينماي آسيا، از سوي شبكه CNN انتخاب شد. به گزارش ايسنا، شبكه تلويزيوني CNNروز پنج شنبه گذشته فهرست ١٨فيلم برتر تمام ادوار سينماي آسيا را منتشر كرد كه چين با پنج فيلم بيشترين درخشش را در آن دارد. «در مود عشق» ساخته «وونگ كار واي» (٢٠٠٠)، «زيستن» ساخته «ژانگ ييمو» (١٩٩٤)، «دوش» ساخته «يانگ ژانگ» (١٩٩٩)، «كارهاي اهريمني» ساخته «آندرو لائو واي» (٢٠٠٠) و «زندگي ساكن» ساخته «ژانگ كه جيا» (٢٠٠٦) پنج فيلم چيني حاضر در فهرست بهترين هاي سينماي آسيا هستند. فيلم «گبه» ساخته «محسن مخملباف» محصول سال ١٩٩٦تنها نماينده سينماي ايران است كه در جمع بهترين هاي آسيا حضور دارد. اين فيلم در همان سال جايزه بهترين كارگرداني را از جشنواره بين المللي فيلم كاتالونيا و در سال ١٩٩٧جايزه دستاورد هنري را از جشنواره فيلم توكيو براي «مخملباف» به همراه آورد.ژاپن با سه فيلم «ايكارو» ساخته « كوروساوا» (١٩٥٢) و فيلمي ساخته «ماسايوكي سو» (١٩٩٨) و «سرود ناراياما» ساخته «كيسوكو كينوشيتا» (١٩٥٨) پس از چين بيشترين حضور را دارد. در فهرست CNN، دو فيلم از كره به نام هاي «ميزبان» ساخته «بونگ جون هو» (٢٠٠٦) و «ماندلا» ساخته «ايم كوون تائك» (١٩٨١) به همراه دو فيلم از نيوزلند به چشم مي خورد. كشوهايي چون هند با «مادر هند» ساخته «محبوب خان» (١٩٥٧)، تايلند با «نشانه ها و يك كشور» ساخته «آپيچاتپونگ ويراستاكول» (٢٠٠٦)، فيليپين با «هيماليا» ساخته «اسماعيل برنال» ( ١٩٨٢)، تايوان با فيلم «مقداري از آيين ذن» ساخته «كينگ هو» (١٩٦٩) و ويتنام با «وقتي ماه دهم فرارسد» ساخته «وانگ نات» (١٩٨٦) ديگر فيلم هايي هستند كه اين فهرست هستند كه به عنوان بهترين آثار تاريخ سينماي آسيا از سوي شبكه اانتخاب شده اند.
![]()
همه شعرهای شمس لنگرودی در یك كتاب
«مجموعه اشعار» شمس لنگرودی به چاپ رسید. به گزارش ایسنا، «رفتار تشنگی» (1355)، «در مهتابی دنیا» (1363)، «خاكستر و بانو» (1365)، «جشن ناپیدا» (1367)، «قصیده لبخند چاك چاك» (1369)، «نتهایی برای بلبل چوبی» (1379)، «پنجاه و سه ترانه عاشقانه» (1383)، «باغبان جهنم» (1383) و «ملاح خیابانها» (1386)، مجموعههای منتشرشده این شاعرند، كه در این مجموعه آمدهاند. «مجموعه اشعار» شمس لنگرودی در 826 صفحه بهتازگی از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است، كه به گفته ناشر، تا دو هفته دیگر توزیع خواهد شد.
موافقت خانواده لورکا با نبش قبر اين شاعر ؛ خانواده فدريکو گارسيا لورکا موافقت خود را با نبش قبر اين شاعر پرآوازه اسپانيايي اعلام کردند. به گزارش ايسنا خانواده لورکا تاکنون مخالف اين نبش قبر بودند که احتمالاً دو گاوباز و يک معلم مدرسه، که به دست پارتيزان هاي دولت ژنرال فرانسيسکو فرانکو کشته شدند، به همراه لورکا در آن قرار دارند.
جیمز كراملی نویسنده انگلیسی درگذشت
نویسنده رمانهای جنایی موسوم به «جنایات شاعرانه» دیروز در 68سالگی در ایالت مونتانا درگذشت. به گزارش مهر به نقل از ال.ایتایمز، این نویسنده انگلیسی از میانه دهه70 با نوشتن رمانهای جنایی با لحن و نگاه ویژه خود در ادبیات انگلیسی ظهور كرده و طرفداران خاص خود را یافت. ادامه كار او روی اینگونه نوظهور و منحصر به فرد به خلق سی.دابلیو.سوگرو و میلو میلودراگوویچ دو شخصیت بسیار محبوب در ادبیات جنایی منجر شد. سی.دابلیو.سوگرو و میلو میلودراگوویچ دو كارآگاه احساساتی و غیرعادی قصههای كراملی در هفت رمانی كه او بر اساس این شخصیتها نوشت در خیابانهای سرد و بیرحم مونتانا محل ثابت قصههای او درگیر وقایعی بودند كه به نوشته منتقدان در عین خشونت و ناگواری رگهای از شاعرانگی و نگاه هذیانی را به زندگی و وجوه مختلف آن در خود داشت. در خبری كه مارتا الیزابت همسر كراملی دیروز به رسانهها داد علت مرگ او نارسایی كبدی در بیمارستان میسولا عنوان شده است.
|
درخواست كمك بلندقدترين مرد ايران از دولت | |
|
هشدار جهرمي نسبت به افزايش نرخ بيكاري
سيد محمد جهرمي وزير كار و امور اجتماعي هشدار داد: اگر سالانه يك ميليون و 200 هزار اشتغال ساماندهي نشود 4 درصد نرخ بيكاري افزايش مييابد.
آمار نگران کننده تولید محصولات کشاورزی
پخش فيلمي درباره همجنسبازان در كشورهاي اسلامي
آخرين خبر شنيده اينكه شبكه تلويزيون <ارته> كه از آلمان برنامه پخش ميكند فيلمي را با عنوان <جهاد به نام عشق> در مورد مسائل همجنسبازان در كشورهاي اسلامي به نمايش درآورد. به گزارش ايرنا در اين فيلم مستند كه محصول مشترك سال 2007 سه كشور آمريكا، انگليس و آلمان است به صورت مغرضانه ديدگاه دين مبين اسلام در نفي همجنسبازي به نقد كشيده شده. گفتني است <پرويز شارما> كارگردان و تهيهكننده اين فيلم روي مسائل تعدادي از همجنسبازان مسلمان در كشورهاي مختلف اسلامي و غيراسلامي تمركز كرده است.
![]()
هنگامى كه آدمى با نفس خود مى جنگد، همان دم، ارزشى نو مى يابد و كسى مى شود.
رابرت براونينگ
![]()
امروز
۳۰.۰۶.۸۷
*آخرین خبر
فرشته ای
که
در خانه
همراه چرخش زمین می گردد
تمام روز
هر صبح
پس از چیدن بساط چاشت
از پاره های دلش
تکه تکه
در کیف مدرسه ی بچه ها
و
بقچه ی کار پدر
سهمی از عطر و امید
مهربانی
و
ماندن می گذارد
و خود
از خانه
مرتب و معطر
سوی کار دیگری می رود...
![]()
**یادداشت
من که هستم؟
می خواهم چکار کنم؟
برنامه ی امروزم کدام است؟
برای فردا چه اندیشیده ام؟
من...
چه واژه ی مبهم، گنگ و فریبنده ای است این "من"!
***خودرونوشته ها
زیبای سوئیدی!
My city Shiraz
****دوباره سلام هفتکل!
بار دیگر شهری که دوستش دارم!
یادباد آن روزگاران یاد باد...
جناب سرهنگ!
هیچ صدایی نیست...
اتاق در خاموشی سنگینی از رویاها و تمناها فرو رفته...
کلانتر! منم آقا زاهد حسنپور! بلند شو بابا... خولی و نصیری و زراس و مجمع محو شده اند...
نگاه کن! شاه زنگل آساره خانوم ایستاده با یک فوج از شیر زنان جاروکارا...
بله... دی کلبلی همه شون را جمع کرده اونجا...
بیا بگیر گلویی تازه کن روشن شی...
اون که اونجا ایستاده هیشکی نیست. جون خودت راست میگم...
کلانتر... کلانتر...
صدایی چرا نمیاد؟
![]()
*****نکته
علت بسیاری از رنج ها، خواسته ی خود ماست...
هوشیمو روراپا
![]()
******کلاس زبان انگلیسی
هر گاه خواستید پرسشی به انگلیسی مطرح کنید از فرمول زیر استفاده نمایید:
زمان(5) + مکان( 4)+ مفعول(3)+ فعل(2)+ فاعل(1)
مثال:
I write a letter to my friend in USA every week.
I = فاعل
Write = فعل
a letter = مفعول
to my friend = مفعول
in USA = مکان
every week = زمان
در درس بعد، نمونه ها و توضیحات تازه ای را مطرح و بعد عملیات
تمرینی بیشتری را ادامه خواهیم داد.
*******پارسي بنويسيم
به جاي عقيده بنويسيم باور/ به جاي غيرقابل انعطاف بنويسيم نرمشناپذير/
|
|
به جاي غيرقابل باور بنويسيم باورنكردني/ به جاي عكسالعمل بنويسيم واكنش/ به جاي عيان بنويسيم آشكار، هويدا/ به جاي عليرغم بنويسيم با اينكه، با وجود اينكه/ به جاي تذكر بنويسيم گوشزد، يادآوري/ به جاي تخريب بنويسيم ويراني/ به جاي تفكيك بنويسيم جداسازي.
![]()
خواندنی های روزنامه ی امروز
۲۹.۰۶.۸۷
نتايج يك نظرسنجي نشان ميدهد
مردان بيشتر كتاب ديني ميخوانند و زنان، رمان
جام جم آنلاين: موضوع مطالعه، ميزان و كيفيت كتابخواني در ايران اين روزها به داغ ترين سوژه در ميان خبرهاي فرهنگي تبديل شده است و مديران دولتي و فعالان فرهنگي در تلاشي پيگيرند تا ساعات كتابخواني ايرانيان را كم و زياد كنند.
در تازهترين رويداد در اين عرصه، مركز افكارسنجي (ايسپا) شعبه مشهد يك پروژه تحقيقاتي را به سرانجام رسانده اند كه در آن به كيفيت مطالعه توجه شده و بر اساس آن مشخص شده است اولويت اول زنان ايراني در مطالعه، كتابهاي رمان و اولويت اول مردان، كتابهاي ديني است.
حامد بخشي، مدير اين مركز در گفتگو با ايسنا اظهار كرد: زنان با 9/32 درصد، بيشتر از مردان، كتابهاي رمان مطالعه ميكنند و اين در صورتي است كه مردان با 3/25 درصد بيشتر به مطالعه كتابهاي ديني ميپردازند.
![]()
در مراسم رونمايي از كتاب «شمس لنگرودي» كه گفتگوي آن را كيوان باژن انجام داده است،
شمس لنگرودي همچنين گفت: يكي از مشكلاتمان اين است كه نه اين كه آدمهاي پنهان كاري هستيم، خاطرات روزانه نداريم و وقتي بعد از سالها مي نويسيم، چون ذهن متوهمي داريم، از خودمان مي سازيم. ضمن اين كه ما ضديتي با تاريخ داريم. فكر مي كنم بايد جنبشي همگاني صورت گيرد و بازبيني هويت داشته باشيم. ما از قرنهاي گذشته به هيچ وجه عوض نشده ايم و قبل از اين كه به هر چيزي انتقاد كنيم، بايد ببينيم خودمان كه هستيم.
در مراسم رونمايي از كتاب «شمس لنگرودي» كه گفتگوي آن را كيوان باژن انجام داده است،
امارات شانزدهمین کشور از نظر شاخص توسعه مالی
گلف نیوز: براساس شاخص توسعه مالی که مجمع جهانی اقتصاد روز گذشته منتشر کرد، امارات در میان 52 کشور رتبه 16 را کسب کرد. در این رتبه بندی عوامل متعددی همچون محیط تجاری، ثبات مالی، میزان و وسعت بازار سرمایه و سهولت دستیابی به سرمایه در نظر گرفته شده است. آمریکا در صدر این فهرست قرار دارد و پس از آن به ترتیب انگلستان، آلمان، ژاپن و کانادا قرار گرفته اند.
نمك تصيفه نشده «گل نمك» غير بهداشتي است
کاهش امید به اشتغال در آمریکا
رویترز: براساس تحقیق تازه ای که شرکت «منپاور» آن را روز گذشته منتشر کرده امید به اشتغال در آمریکا به پایین ترین سطح از سال 2003 رسیده است. این در حالی است که رکود در بازار اشتغال آمریکا به سایر اقتصادها در جهان سرایت کرده است. شرکت خدمات کارکنان گفت دورنمای خالص اشتغال برای چهارمین فصل پی درپی کاهش یافته و به سطح 9 رسیده که از سطح 12 فصل پیش و 18 سال گذشته کمتر است. این شاخص از تفاوت بین تعداد کارفرمایانی که قصد دارند به نیروی کار خود بیفزایند و آنهایی که قصد دارند از نیروی کار خود بکاهند محاسبه می شود. اگر میزان این شاخص کاهش یافته و به سطح چهار یا پنج برسد نشان دهنده آن است که شرایط اقتصادی با رکود مواجه شده است.
خوشا به حال معتادان كه همه سريال هاي رمضان، آموزش اعتياد است. (روزنامه سرمایه)
استخدام كچل ها در فرودگاه
شركت هواپيمايي نيوزيلند در يك اقدام جديد براي تبليغات موجود در فرودگاه 70 مرد كچل را استخدام كرد.
اين شركت با انجام خالكوبي هاي تبليغاتي بر روي سر آنان و به صف كردنشان در فرودگاه، از آنها به عنوان بيلبورد استفاده خواهد كرد.
![]()
گزارش نشست «سيماي زن در شاهنامه»
سخن فردوسي درباره زنان، سخن فرهنگ حاكم روزگار است
فردوسي هرگز ابتداي به ساکن در داستان سودابه و سياوش بيت مشهور «زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از اين هر دو ناپاک به» را به کار نميبرد.
بيتي که موجب شد تمام يورشهاي فمينيستي زمان ما متوجه او شود.
اما فراموش نکنيم اينها سخن فردوسي نيست، سخن روزگار فردوسي است، سخن فرهنگ حاکم است که جامعه را تغذيه ميکند و در تاريخ مداومت پيدا ميکند و به روزگار ما وصل ميشود و فردوسي هر جا که فرصت مييابد، از زنان بزرگوار در شاهنامه سخناني را بيان ميکند و اينجا است که قوه فاهمه فردوسي تاثيرگذار است. عدهاي ميگويند همه ابياتي که در مذمت زن در شاهنامه آمده الحاقي است، اما اين چنين نيست، چرا که ادبيات آيينه تمام نماي فضاي فرهنگي اجتماعي و سياسي روزگار خود است.
محمدرضا قنبري در پايان گفت: فردوسي مظلوم واقع شده است، چون سخنان بسيار بدتر از اين در ديوان شاعراني چون مولانا و سنايي و نظامي آمده است. فردوسي در کنار نکوهش زنان در بعضي جاها از آنها به نيکي ياد ميکند.
او خرد فرانک و وفاداري فرنگيس و شجاعت گرد آفريد را ميستايد و در تمام اين ابيات به زيبايي زن نيز بسيار اهميت ميدهد. شاهنامه پر است از زناني که به رشادت و شجاعت و پادشاهي معروفند.
«من به ايمان کابالا (نوعي عرفان يهودي) اعتقاد دارم که به من ياد مي دهد اگر کينه يي در وجودت نگه داري آن کينه مادامي که زنده هستي وجود تو را مي خورد و زندگيت را به جهنم تبديل مي کند.» تيپي هدرن، هنرپیشه فیلم " پرندگان" آلفرد هیچکاک
|
|
|
سروش صحت |
|
توسعه كتابخانه هاي عمومي يك نياز فرهنگي
|
|
28.06.87
در این روزنامه
آخرین خبر/ یادداشت / خودرونوشته ها/ دوباره شهری که دوستش دارم!/نکته/ کلاس زبان انگلیسی/ پارسی بنویسیم
*
*آخرین خبر
بر خطوط حامل نت های سینه ها
دل های عامی مردم عارف
فریاد ها
برای دستان فردا
رقم می خورند...
![]()
**یادداشت
در روزهای کودکی... ساعت های شلوغ کلاس در آغازه ی سال تحصیلی که همه چیز به هم می ریزد و آموزگار کاریزما حضور ندارد، تنبل ها و عقب مانده های ذهنی به سر و کول هم می زنند. گاهی هم غفلت طفولیت کسانی را به وسوسه ی شیطنت می کشاند...یکی شعار می دهد، دیگری تهدید می کند، دار و دسته های خشونت طلب هم به میدان می آیند، حق و حساب می خواهند و از ترسوها و ضعفا ( که چه بسا بنیه و بدن قوی، اما ... و در این میان جماعتی اندیشمندانه سکوت می کنند...خشونت/ هیاهو/ شایعه و دروغ/گرد و خاک و کثیفی همه ی محوطه را آلوده می سازد. "همه" که خسته و عاصی می شوند،نارضایتی اوج می گیرد... نمی شود دست به کاری زد...
اما ناگهان آموزگار از راه می رسد. بوی حضور او جمع پراکنده را به خود می آورد. هاله ی قدرتمند دانش بر فریادها و دعوا ها چیره می گردد.
او فقط نگاهی گذرا به "همه" ی حاضران در کلاس به عنوان "یک تن واحد" می اندازد. و آنگاه با صلابت بر فرش با شکوه سکوت، رو به تخته سیاه گام بر می دارد. گچ سپید را بر می دارد . مسأله ی تازه ای را می نویسد. در این لحظه فقط صدای نفس ها شنیده می شود و برق چشمانِ انتظار می درخشد.
همه می خواهند او بر گردد، تا چهره ی نورانیش را بنگرند.
صدای مهربان اما پر طنین او در ملکوت فضا می پیچد:
- ...خب! حالا دیگر زمان کار است! هیاهو و حرف موقوف! ببینم چه می کنید...
پس، دهان حراف خاموش می شوند و دست های آفرینشگر نغمه آفرین...
...
در تاریخ کشورهای پیشرفته، نقطه ی شروعی این چنینی وجود داشته است.
پس از کارزارهای تبلیغاتی، موعظه های عوام فریبانه و کلاهبرداری های سیاسی و کشتارهای اقتصادی بدست رجل سیاسی؛ لحظه ای تاریخی و تعیین کننده مقدر می گردد که فرزندان واقعی میهن در هر گوشه پدیدار می گردند و فریاد بر می آورند:
- ...خب! حالا دیگر زمان کار است! هیاهو و حرف موقوف! ببینم چه می کنید...
و آنان که کاری برای گفتن دارند دست به کار می شوند. آری:
حرف/ اتهام/ شعار/ وعده/ تهدید موقوف!
حالا دیگر زمان کار است!
ای که دستت می رسد کاری بکن!
***خودرونوشته ها
- تو محشری! ( تانکر حمل سوخت، بندر عسلویه)
یا ساقی کوثر، (مینی بوس ایران ناسیونال، منطقه لامرد)
االحسود لا یسود (کمپرسی)
رفیق بی کلک مادر (18 چرف)
محمد رسول الله( کامیون)
لا فتی الا علیلا سیف الا ذولفقار ( تراکتور آبرسان جنوب)
خودروهای مذکور همه در منطقه ی پارس جنوبی دیده شدند.
![]()
****دوباره سلام هفتکل!
بار دیگر شهری که دوستش دارم!
یادباد آن روزگاران یاد باد...
کلانتر صبر ندارد:
- بخون... دهن بجنبون پسر...می خوام برگردم به گذشته... باردیگر شهری که دوستش داشتم...
- چشم قربان!
سر از دفتر رمان بر می دارم. کلانتر پلک نمی زند. اما دستان تسلیم وار گشوده اش رو به من می لرزند.
- بنوش... گلوت را تازه کن... بخون... طاقت ندارم...
برگ های دفتر را ورق می زنم.
آدم های 100 سال گذشته ی شهر نفرین شده ی نفت دوباره جان می گیرند.
گفتم که دیگر آوازی شنیده نمی شود. چکه چکه های آه آب جاری نیست.
و صندوقچه ی اسرار دل سرهنگ گلشن حکایت ها دارد:
انگار کلانتر با جمعی ایستاده در روبرویش صحبت می کند.
هنوز هم حضور مرا فراموش کرده...
روانبخش دیگر نمی خواند. انگار همین دیروز بود که عماد رام آمد در هفتکل و کنسرت داد.
- پوران هم آمد.
فریدون فرخزاد هم... که بغل مغازه ی میوه فروشی و روبروی استور شرکت نفت با بچه های جاروکارا عکس یادگاری گرفت...
- الهه هم خوند خوند...
سر بر می گردانم رو به کلانتر، انگار بدنش می لرزد...
شنبه ادامه دارد...
![]()
*****نکته
چراغ
نابينايي در شب تاريك، چراغي در دست و سبويي بر دوش، در راهي مي رفت. فضولي به وي رسيد و گفت: «اي نادان، روز و شب پيش تو يكسان است و روشني و تاريكي در چشم تو برابر، اين چراغ را فايده چيست؟»
نابينا بخنديد و گفت:
«اين چراغ نه از بهرِ خود است، از براي چون تو كوردلان بي خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوي مرا نشكنند.»
بهارستان جامي
******کلاس زبان انگلیسی
متن زیر را با دقت بخوانید.
READING PASSAGES
ONE
I'm Hoosha Parssi. I'm fifty-four years old, I'm married. I'm Iranian. I have three kids. I can speak English, French, and a little Arabic. I'm an English trainer and translator.
آیا می توانید خود را مانند نمونه ی بالا معرفی کنید؟
![]()
*******پارسی بنویسیم
به جاي اسبق بنويسيم پيشين/ به جاي استحقاق بنويسيم شايستگي/ به جاي استراتژيك بنويسيم راهبردي/ و به جاي...
|
این واژه ها: |
حال بنويسيم اكنون/ به جاي حقوق (پول دريافتي) بنويسيم دستمزد، كارانه/ به جاي حمايت بنويسيم پشتيباني/ به جاي سوابق بنويسم پيشينه/ به جاي شكايت بنويسيم گلايه/ به جاي صبور بنويسيم بردبار، شكيبا/ به جاي صحيح بنويسيم درست.
منبع: روزنامه ی دنیای اقتصاد
امروز 27.06.87
خواندنی های این روزنامه
خرج و برج
از آمل تماس ميگيرم. عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفتهاند با رسيدن قيمت هر بشكه نفت به 140 دلار، بايد 70 ميليارد دلار ذخيره در صندوق وجود داشته باشد، اين پول نه تنها وجود ندارد، بلكه 9 ميليارد دلار ذخيره دولت خاتمي هم خرج شده است، ميخواستم از نمايندگان مردم كه در مجلس حضور دارند بپرسم واقعا فلسفه وجودي مجلس براي چيست؟
آفتاب يزد: درخصوص ضعف نظارت مجلس، كار به جايي رسيده است كه آقاي حدادعادل هم در نطق خود به شدت به اين ضعف اعتراض كرده است.
![]()
|
پسر 17 ساله ، رابط قلابي امام زمان (عج) بود! این جوان چگونه توانسته هزاران هم وطن را گمراه سازد؟ |
|
|
مشاور رسانه اي رئيس جمهور خطاب به جوانان فرموده بودند در يك خانه 20 متري هم مي توان زندگي كرد، دو روز است كه مي خواهم يك نقشه براي اين خانه 20 متري بكشم اما موفق نشدم، شايد مشاور رئيس جمهور فرموده باشند در يك خانه 50 متري هم مي توان زندگي كرد و اشتباه چاپي از روزنامه شما باشد وگرنه همانطور كه همه مي دانند يك خانواده جديد التاسيس نياز به اجاق گاز، يخچال ، ظرفشويي، آبگرمكن گازي، سماور گازي، كمد مخصوص ظروف و غيره در آشپزخانه دارد كه هر كدام از آنها اگر مورد استفاده قرار بگيرند نياز به دو متر جا دارند كه در مجموع به 12 متر مربع جا نياز دارند، اگر اين خانه حمام و دستشويياش يكي باشد حداقل يك فضاي يك در سه نياز دارد كه اين هم سه متر مربع مي شود كه فضاي باقيمانده 5 متر مربع مي شود، اگر خدايي ناكرده تلويزيون و كمد لباس و كامپيوتر و بخاري و لحاف و پتو داشته باشند جايي براي خوابيدن نميماند. از مشاور محترم رئيس جمهور خواهشمنديم طريقه زندگي كردن در اين خانه 20 متري را به ما جوانان ايراني ياد بدهند .
|
سيل،زندان هاى هائيتى را زير آب برد |
|
به گزارش پايگاه اطلاع رسانى پليس،جارى شدن سيل ناشى از طوفان سهمگين آيك و هانا زندان هاى هائيتى را نيز زير آب برد. طوفان آيك در كشور طوفان زده هائيتى دست كم ۶۶ كشته برجاى گذاشت. طوفان آيك چهارمين طوفان در سه هفته اخير است كه در كشور آمريكاى مركزى وزيده و در مجموع بيش از۶۰۰ قربانى گرفته است. شهر گونائيو يكى از بدترين مناطق آسيب ديده از اين طوفان است كه حتى زندان آن هم از سيل ناشى از طوفان در امان نماند و زير آب رفت. زندانيان كه در شرايط بغرنجى قرار دارند به شدت از نظر مواد غذايى و آب با كمبود مواجه هستند. بوى تعفن وحشتناكى زندان گونائيو را فراگرفته است،زيرا تجمع آب در زندان سبب جمع شدن آلودگى در اين مكان شده است. زندانيان زندان اين شهر به خاطر شرايط بد اين مكان بيمار شده اند. |
|
مارمولك پهن پيكرى كه مهمان ناخوانده يك شهروند آمريكايى شده بود ، وحشت به پا كرد. «ريان نلسون» ۴۱ ساله در حياط خانه خود سرگرم بازى با فرزندش بود كه ناگهان سر و كله يك مارمولك ۲ مترى پيدا شد و لرزه بر جان پدر و پسر افتاد. اين مرد ، بى درنگ با آتش نشانى «اورگون» تماس گرفت و كمك خواست. سپس خزنده پهن پيكر در عملياتى نفسگير به تور افتاد و تحويل باغ وحش شد.كارشناسان حيات وحش آمريكا مى گويند اين مارمولك از نوع كمياب و بسيار خطرناك است.گزارش ايسكانيوز مى افزايد، هنوز معلوم نيست خزنده سمى از كجا به خانه اين شهروند راه يافته بود.
|
|
عاقبت کنکور |
|
من يک داوطلب کنکور رشته تجربي از مازندران هستم و رتبه 300 آورده ام، وقتي کارنامه کنکور را گرفتم، ديدم نه در دانشگاه شهر تهران، نه شيراز، نه مشهد، نه تبريز و نه در دانشگاه اصفهان در رشته پزشکي يا دندانپزشکي قبول نشده ام و فقط به سختي و شانس توانستم دندانپزشکي بابل قبول شوم، مي خواستم بپرسم که مسوولان سازمان سنجش صندلي هاي دانشگاه هاي برتر کشور را با چه کساني پر مي کنند؟ پیام به روزنامه اعتماد شهروندي از قائمشهر |
ايرانيان از نگاه بيگانگان ( منبع روزنامه اطلاعات)
|
|
امروز 26.06.87
در این روزنامه می خوانید:
آخرین خبر/یادداشت ها/خودرونوشته ها/ دوباره سلام هفتکل/ نکته ها
*آخرین خبر
در دهکده ی کوچک تجارت جهانی
اقتصاد ناتوان
در چنگال سیاست ستمکار
پرکار
مکار
دارد جان می کند
و
ایزد بانوی هنر
در بند
از نفس افتاده
آه می کشد...
![]()
**یادداشت ها
اول)
شنیدم که جوانی جهاندیده در تلفن همراهش، به دوست دخترش می گفت: مَهنی جون! مگه خودت نمی دونی؟ اینجا سرزمین ورق پاره های بی ارزشی است که یک شبه تشنگان خدمت را صاحب پست و مقام های باد آورده می کند...مملکت محروسه پیرمردان پارسای چند زنه و جوانان عزب سترون شده... اقلیم نخود و لپه و مدرنیته/ موبایل و شپش سر دختران دانش آموز / آش و فست فود و تقدیرهای تقسیم شده/...حالیته صعیفه!؟!
دویوم)
سطرهای باد برده ی شاعران دن کیشوت و حکیمان مشنگ، در تندباد حوادث هر کدام گوشه ای نشخوار موش های مباشرند...
سِیوم)
ای عزیز! هشدارهای زیر برای چه هنگام سروده شده اند؟
به گیتی نماند یکی را وفا
روان و زبان ها شود پر جفا
از ایران و ز ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود (فردوسی)
![]()
***خودرو نوشته ها
بیمه اش کردم بنام مادرت ام البنین، یا ابالفضل (مینی بوس هیوندایی)
الهام/بیمه سیدعلاءالدین حسین/ فریبرز (ولوو)
های! (پراید مسافرکش)
یو ایگو چه؟ (مینی بوس شاهین شهر)
بِتروک تا بیام! (تاکسی شاهین شهر)
![]()
****دوباره سلام هفتکل!
بار دیگر شهری که دوستش دارم!
دیگر آوازی شنیده نمی شود. چکه چکه های آه آب جاری نیست.
سرهنگ گلشن جکایت ها دارد:
انگار کلانتر با جمعی ایستاده در روبرویش صحبت می کند.
حضور مرا فراموش کرده...
- من سرباز وطن بودم. سرباز وطن در حال زندگی می کند و از آن چه مقدرات مملکتش را می سازد دفاع.دیگر اختیاری از خودش ندارد. چون ارتش چرا ندارد...
- اطاعت کورکورانه؟
جواب نمی دهد.
-...اون روزگار دشوارترین مراحل تاریخی را از سر می گذراند. دنیا داشت آشوب های پشت سرهم را تجربه می کرد: جنگ دولت های آمریکا با مردم استقلال طلب ویتنام و همین طور اعراب و اسراییل... پارتیزان بازی و...گروگانگیری ها
دولت شاه تازه یادش افتاده بود مردم ایران هم حق سعادت و رفاه دارند... یعنی از سال 1340 به بعد... درست 8 سال بعد از کودتا...
ناخود آگاه می پرم وسط حرفش:
- و بعد در دهه ی 50 شمسی سرهنگ قاسمی را آوردند تا مبادا اهالی بختیاری حرکتی کنند و در واقع آن ها را بپایند...
نگاهم نمی کند اما با ادامه حرف هایش ، پاسخ مرا می دهد.
- اون روز که لشکر زنان جاروکارا آمدند داخل کلانتری...
دنباله در روز پنج شنبه 28.06.87
*****نکته ها
|
سكوت، جواب غيرقابل پاسخ است.
|
آن که حقیقت را نمی داند احمق است. آن که حقیقت را می داند و انکار می کند، تبهکار.
برتولت برشت
دوقلو از واژه ی ترکی دوخ ماخ به معنی زاییدن است.
سعادت گنجی است در میان جمع.
هاشو روراپا
![]()
![]()
*****************************![]()
![]()
![]()
در روزنامه امروز
۲۵.۰۶.۸۷
خواندنی ها
ما و جهان پر مشقت راه می سپاریم
از میان ارواح آدمیان
ویلیِم باتلر ییتس، 1939-1865
همنشين تو از تو به بايد تا تو را عقل و دين بيفزايد سعدی
شادى، پروانه اى است كه هرچه تقلا كنى نمى توانى آن را شكار كنى، بايد آرام باشى تا روى شانه ات بنشيند.
ناتانيل هاثورن
|
سرقت 500 موتورسيکلت در اطراف حرم حضرت عبدالعظيم (ع) |
|
شبکه دزدان موتورسيکلت که در اطراف حرم حضرت عبدالعظيم (ع) پرسه مي زدند با تلاش پليس متلاشي شد. |
|
در جاده زندگى، شادى مقصد نيست، وسيله ی سفر است. |
|
|
|
كردان و رحیممشایی ربطی به احمدینژاد ندارند! |
|
همزمان با بالا گرفتن بحرانهای كابینه كه در پی سخنان رحیممشایی و ماجرای مدرك جعلی كردان آغاز شد، حامیان دولت برای مقابله با ریزش نیروهای حامی احمدینژاد با مشكلات جدی مواجه شدهاند. در این زمینه، یكی از نویسندگان اصلی حامی احمدینژاد با انتشار دو مقاله جداگانه مدعی شد كه ماجراهای مشایی و كردان ربطی به احمدینژاد ندارد. وی در مطلب خود درباره كردان كه در سایت اصلی حامیان دولت منتشر شده، مدعی شد: «نكتهای كه در این میان میبایست مدنظر قرار گیرد آن است كه كردان از تخم مرغ شانسی دولت بیرون نیامده است. در گام اول آقای جاسبی كه از كذب بودن ادعاهای كردان و نادرستی مدرك ایشان سخن به میان میآورد، باید پاسخگوی تدریس كردان در دانشگاه آزاد باشند. همچنین، یقینا گزینه اول رئیسجمهور برای وزارت كشور كردان نبوده است و این فضای ایجاد شده در مجلس بود كه رئیسجمهور را ناگزیر به معرفی گزینه دیگری كرد؛ گزینهای كه میبایست قرابت بیشتری با اصولگرایان سنتی داشته باشد.» |
![]()
کتاب نویسنده روس درباره تاریخ ایران
کتاب «پادشاهان ساسانی» تالیف سرگئی داشکوف روزنامهنگار روس در محل انتشاراتی بیبلیو گلوبوس مسکو رونمایی شد. این مراسم با حضور ابوذر ابراهیمی رایزن فرهنگی ایران، محمود حکیمی نویسنده ایرانی و اندیشمندان و ایرانشناسان روس برگزار شد.
در ابتدای مراسم مدیر فروشگاه خانم ناتالیا دوبینینا در خصوص ایران باستان به ایراد سخن پرداخت و ایران را یکی از قطبهای تمدنی بشر نامید.
سپس خانم دکتر محمدی ضمن قرائت چند بیت از اشعار شعرای روس مانند پوشکین، مایاکوفسکی به قرائت قطعه شعری فارسی پرداخت و مختصری در خصوص فرهنگ دو کشور ایران و روسیه به سخن پرداخت.
در ادامه ابوذر ابراهیمی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه ضمن بیان اهمیت علم در دین مبین اسلام و اینکه اولین سوره قرآن کریم با فعل «خواندن» بر پیامبر اسلام نازل شد، کتاب خوانی را از شاخص های مهم پیشرفت فرهنگی و علمی یک کشور قلمداد کرد و اضافه نمود فرهنگ و ادبیات دو کشور ایران و روسیه برای مردم دو کشور شناخته شده است. وی افزود: امروز مردم ایران با آثار تولستوی و داستایفسکی آشنا هستند و مردم روسیه نیز با فردوسی، خیام و حافظ. وی در پایان از نویسنده کتاب برای آشناسازی بیشتر مردم روسیه با تاریخ ایران تشکر و قدردانی نمود.
همچنین داشکوف دلیل تالیف این کتاب را اینگونه بیان کرد: بعد از تالیف کتاب امپراتوری بیزانس متوجه رابطه بین دو امپراتوری ایران و روم شدم و اولین مدارک راجع به ایران را جمعآوری کردم و سپس تصمیم گرفتم که کتاب مستقلی در رابطه ایران به رشته تحریر درآورم. برای تالیف این کتاب دو بار به ایران سفر کردم و تمام عکسهای کتاب را خودم گرفتم و تمام سکههای موجود در کتاب نیز مربوط به کلکسیون شخصی من است.
در پایان مراسم محمود حکیمی نویسنده ایرانی نیز در تجلیل از کارهای داشکوف و تشکر از ایشان به دلیل توجه به فرهنگ ایرانی سخنانی ایراد کرد.
این کتاب در 350 صفحه، در تیراژ 4000 نسخه توسط انتشارات سمی- آسیا به چاپ رسیده است
![]()
پارسي بنويسيم
به جاي ابتدا بنويسيم نخست/ به جاي اتفاق افتاد بنويسيم رخ داد، روي داد/
دشوارتر شدن کسب و کار در ایران
روزنامه سرمایه : بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود ازوضعیت سهولت فضای کسب و کار در بین 181 کشور اعلام کرد ایران از نظر سهولت فعالیت های اقتصادی در میان 181 کشور جهان رتبه 142 را در سال 2008 کسب کرده است. ایران در رتبه بندی قبلی بانک جهانی مقام 138 را در اختیار داشت که آمار فعلی بیانگر سقوط هفت پله ای این کشور در زمینه آزادی فضای کسب وکار است. براساس گزارش بانک جهانی کسب و کار در فاصله آوریل 2007 تا ژوئن 2008 حدود 239 اصلاح به منظور تسهیل انجام فعالیت های اقتصادی در دنیا صورت گرفته که سهم ایران از این اصلاحات صفر بوده است.
این گزارش 10 شاخص را برای رتبه بندی کشورها درنظر گرفته که رتبه ایران بین 181 کشور در هر شاخص به این شرح ارزیابی شده است: شروع کسب و کار 96، اخذ مجوز ساخت 165، استخدام کارکنان 147، ثبت اموال 147، اخذ اعتبارات بانکی 84 حمایت از سرمایه گذاران 169، پرداخت مالیات 104، تجارت برون مرزی 142 لازم الاجرا شدن قراردادها 56 و پایان بخشیدن به کسب وکار 107. در میان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا رتبه عراق به لحاظ فضای کسب وکار 152، اسرائیل 30، اردن 101، کویت 52، لبنان 99، مراکش 128 قطر 37، عربستان سعودی 16، سوریه 137، عمان 57، تونس 73، امارات متحده عربی 46، غزه 131 و یمن 98 گزارش شده است. در گزارش بانک جهانی آمده است خاورمیانه و شمال آفریقا همچنان در پی آزادی بیشتر فضای کسب وکار و برداشت موانع قانونی در این زمینه هستند. برپایه این گزارش، مصر برای سومین بار در فهرست 10 کشور نخست جای دارد که در راه آزادی کسب وکار گام برمی دارد. عربستان و بحرین هم جزء 25 کشوری هستند که سال گذشته وضعیت خود را در این زمینه بهبود بخشیده اند. گزارش بانک جهانی نشان می دهد در دوسوم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در فاصله آوریل 2007 تا ژوئن 2008 ، 27 برنامه اصلاح اقتصادی به اجرا درآمده است.
امروز
۲۴.۰۶.۸۷
در این روزنامه
*آخرین خبر
تکه پاره های دروغ
از این دهان
به آن سوی سراب پرتاب می شوند
و
کودکان
انگشت به دهان
این همه بازی بازنده ها را
تماشا می کنند...
*
**یادداشت
بارها گفته ام و بار دگر می گویم که:
حقیقت ایمان در عمل است.
و اکنون با یقینی به گرمای خورشید و سبزینگی برگ، تکرار می کنم که:
دروغ بهترین سند شکست قدرت مندان بوده است...
*
***خودرو نوشته ها
سپید برفی (کمپرسی فارس)
داراب ( تانکر حمل بنزین در کنگان)
OK!
*
****دوباره سلام هفتکل!
یادباد آن روزگاران یاد باد...
کلانتر باز هم صبر ندارد:
- از سرهنگ قاسمی بخون... از خسرو رخ... از سیف السادات...از نومدار و موزول... از اون دوست دخترت... اسمش چی بود؟
- نازالیا...
- اسم اصلیش؟
- نازگل...
- خیلی قشنگ بود نه؟ حالا کجاس؟
- فکر می کنید کجا باشه جناب سرهنگ؟
- هي نگو جناب سرهنگ، جناي سرهنگ!
- آقاي گلشن! آيا شما خبر داريد كه دختر دوست داشتني هميشه لحظه هاي منِ دربدر حالا كجاست؟
- آخه من...من چی میدونم پسر! مگه علم غیب دارم!
کلانتر از یاد برده که پیر و بیمار است. رفتار کودک کلاس اولی را دارد که دارد حساب پس می دهد.
نگاهش مي گردد و مي گردد تا روی لیوان روی میز خیره مي ماند. خالی. بی درخشندگی و جلا.
چيزي نيست. اكنو ن همين ليوان است تهي و جدا افتاده.
و او هم چنان مات رو به لیوان مي پرسد:
- اون روز ۴۰ سال پیش تو مغازه حسنپور که بودم دیگه چی گذشت؟ ما چه گفتیم؟ هان؟ بقيه شو بخون آقاي ميكي اسپلين! مايك هامر كتابت هم كه داره ريق رحمت را يواشكي سر مي كشه!!
ناگهان سکوت را نغمه آهنگ روانبخش دوباره معطر می کند:
...
عزیزوم دست حنایی
شکر میون کلومت
دو تا بوسی که دادوم
ای گل باشه
حرومت
بیوم بالای بومت
...
از اون جا پر می گیروم ...
عزیزوم دست نگهدار
دفتر راتند تند ورق می زنم و می خوانم:
حسنپور گفت:
ای که دستت می رسد کاری بکن...
و گلانتر گلشن خندید:
- یعنی چکار کنم خان؟
حسنپور گلویی تازه کرد و اضافه کرد:
...
ادامه دارد
در روزنامه امروز
شنبه
23.06.1387
نیایشی به پیشباز گشایش آموزشگاه ها
روز نخست هميشه![]()
بوي مادر
بوي گلها
همرهم آيد خيابان
در ره خوب دبستان
روز اول
روز ديدار
رويش لبخندها بر باغ لبها
هر كسي در كيف دارد
گرمي دستان ماما
ناگهان در قاب درگاه
نقش ميبندد فرشته
نور صدها صد ستاره
در دو چشمانش نشسته
ـ كيست او
ايستاده زيبا
هر دو لبها باغ گلها؟
ميدوم پر شوق و شيدا
تا بچينم گرم و گيرا
گونهاش
گلبوسهاي را
بوي مادر
بوي بابا
اوج ميگيرد به بالا
از دو دستانش به هر جا
سخت ميگيرد در آغوش
كودكان را مادرانه
بر لب شيرين دارد
صد ترانه
بي كرانه
هر كجا
با هر كه
هر جا
كودكي تا وقت پيري
دوستت دارم هميشه
اي پيامبر
راهنما
آموزگارا …
ººº
هاشم حسینی
hh2kh@hotmail.com
خواندنی های اول هفته
ما هرگز خود را نخواهیم شناخت، اگر فقط خود را بشناسیم.
فردیناند برونتیه(1906- 1849) ادیب فرانسوی
-جناب الهام! بهتر نيست به جاي تصويب اين قانون ... زمينه ازدواج را براي جوانان مهيا كنيد؟
*
- جوانان ما از نداشتن خانه در كشورشان رنج مي برند و ازدواج نمي كنند. آن وقت دولت در نيجريه هزاران خانه احداث مي كند.( پیام تلفنی به روزنامه خراسان)
*
پسري كه به خاطر تهيه مخارج اعتياد به قصد سرقت جواهرات مادربزرگش با او درگير شده بود، وي را با ضربات چاقو به قتل رساند.
*
از روزنامه دولت عليه ايران 615
پنجشنبه 10 ذي القعده 1284 ه- ق برابر با 1245 ه- ش
باغباني طفلي غير مميز را اجير مي كند و به او فلاخني مي دهد تا با آن منع گنجشك و ساير طيور از خوردن ميوه جات باغ نمايد.
آن طفل با فلاخن سنگ به دفع گنجشك مي انداخته، اتفاقاً سنگي بر سر باغبان برخورده، فوت مي شود. بعد از آن طفل مذكور را حبس مي نمايند. بررسي مي كنند كه طفل سنگ را به طرف باغبان به قصد انداخته است يا خير، چون سنگ سهواً به باغبان خورده بوده و مقصر نبوده و قضاي الهي بوده است او را مرخص مي نمايند.
*
- اقدامات اميركبير براي جلوگيري از شيوع وبا
نخستين شيوع وبا در ايران به سال 1225 هجري قمري بازميگردد. 36سال بعد، وباي ديگري در شهر تهران شيوع يافت. <ريشارخان>، سفير فرانسه، در مورد وباي تهران ميگويد: <بيست و چهارم جولاي [دهم شعبان 1261 هجري قمري] كه به شهر آمده بودم، شاه به واسطه وبايي كه بروز نموده بود، از نياوران كوچ كرده، توي كوهها رفت... سي و يكم جولاي: امروز در كوچهاي كه منزل دارم، 120 نعش وبايي را شمردم كه به قبرستان ميبردند. گاهي دو،سه تابوت گذاشته، حمل و نقل ميكردند... احدي نزديك به وبازدگان نميآمد.>
به روزگار ميرزاتقيخان اميركبير، اين مرد دورانديش و ايراندوست به هنگام صدارت خود، در پيشگيري از بيماريها، گام هاي اساسي و جدي متناسب آن روزگار برداشت. به دستور امير <جزوه قواعد معالجه وبا> به چاپ رسيد و راجع به چگونگي اين بيماري و جلوگيري از سرايت آن؛ ميان روحانيان و سرشناسان محلههاي شهر پخش شد و اين تدبيري ارزنده بود. به علاوه <براي محافظت ممالك محروسه از آلودگي ناخوش مزبوره در مرزها، قاعده گراختين (قرنطين) گذارده شد كه مسافران را چند روز در آنجا نگاه دارند و دود بدهند و بعد روانه شوند.>
*
|
خیابان مصدق دوباره به محاق رفت |
|
روزنامه سرمایه: نامگذاری خیابانی به نام مصدق در حالی این روزها با چالشی پنهان در شورای شهر تهران همراه شده که گویا تاثیرگذاری تعدادی از اعضای شورای شهر موجب شده است روند پیگیری این نامگذاری وارد مرحله تازه ای شود. گروهی از خبرنگاران حدود یک ماه پیش طرحی را به کمیته نامگذاری شورای شهر تهران ارائه کردند تا بر اساس آن، این کمیته درخواست آنان را برای نامگذاری خیابانی به نام دکتر مصدق بررسی کند. معصومه آباد، دبیر کمیته نامگذاری شورای شهر تهران که در ابتدا از طرح پیشنهادی خبرنگاران استقبال کرد از احتمال طرح نشدن نامگذاری خیابان مصدق در صحن علنی شورا خبر داد. * |
- كتيبه هاى گنجنامه كه يادگارى از دوران داريوش و خشايارشاه هخامنشى است، بر دل يكى از صخره هاى كوه الوند در فاصله ۵ كيلومترى غرب همدان در انتهاى دره عباس آباد و در ابتداى مسير جاده اى كه همدان را به تويسركان و غرب كشور مرتبط مى سازد، حكاكى شده است...كتيبه هاى گنجنامه برگران سنگى از خارا، از چپ به راست به خط ميخى نگاشته شده است كه لوح سمت چپ متعلق به داريوش است كه طول آن حدود ۲۹۰ سانتيمتر و ارتفاعش ۱۹۰ سانتيمتر مى باشد و داراى متنى به شرح زير است:
«خداى بزرگ است اهورامزدا، كه اين زمين را آفريد، كه آن آسمان را آفريد، كه مردم را آفريد، كه شادى را براى مردم آفريد، كه داريوش را شاه كرد، شاهى از [ميان] بسيارى، فرمانروايى از [ميان] بسيارى. منم داريوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمين ها[يى] كه نژادهاى گوناگون دارند، شاه سرزمين دور و دراز، پسر ويشتاسب هخامنشى.»
*
- دفاتر شركت هاي نفت مركزي و فلات قاره از تهران خارج مي شود.
*
- ارباب کیخسرو شاهرخ بنیانگذار کتابخانه مجلس و انجمن آثار ملی (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ) و هم چنین ساخت بنای فعلی آرامگاه فردوسی (کمیسیونی با عضویت محمد علی فروغی نخست وزیر، خود او و هرتسفلد آلمانی)
*
- 30 درصد صرف زیان دهی شرکت های دولتی می شود.(خراسان)
*
واردات حدود 23 میلیارد دلار/ صادرات نزدیک به 4 ...
*
سهيل محمودي در انتقاد از محسن نامجو، راه چاره را در شكايت كردن ندانست؛ بلكه آسيبشناسي مسائل فرهنگي را مطرح كرد. . البته معتقدم او قصد مجرمانه نداشته است. اتفاقي در جامعه ما افتاده، كه آن هم فراگير شده است؛ اينكه كسي كه با سهيل محمودي شوخي ميكند، فكر كرده ميتواند با حافظ هم شوخي كند و ميبينيم در تلويزيون، حافظ را دست مياندازند و از اين رفتار است كه كسي آن آيات قرآن را به شكل نامناسب قرائت ميكند و بعد صداها درميآيد و شكايت ميكند و البته بحق است كه اعتراض ميكند؛ اما به اعتقاد من، با نوشتن شكايت، ماجرا حل نميشود و بايد ماجراهاي فرهنگي و مسائل فرهنگي مطرح و آنها به طور دقيق آسيبشناسي شود.
*
بقایای جسد دختر بچهای كه قربانی گرگهای گرسنه شده است در بیابانهای استان همدان كشف شد. زهرا سه ساله، پیش مادرش داخل حیاط خانهشان همدان نشسته بود كه ناگهان دو قلاده گرگ وارد آنجا شدند. حیوانهای گرسنه، كودك بیچاره را مقابل چشمان وحشتزده مادرش به دندان گرفتند و ربودند. ساعتی بعد جمعیت هلال احمر همدان با تماس تلفنی ستاد رخدادهای غیرمترقبه این استان، دست به كار شد و از سگهای تجسس، كمك گرفت.سرانجام پس از هفت ساعت تلاش، بقایای پیكر زهرا پیدا و با دستور قضایی، تحویل پزشكی قانونی شد.
*
- افزايش ۲۰ درصدی قتل های خانوادگی نسبت به سال گذشته
*
از کتاب "خلاصه خوبيها"تازه چاپ؛ ناگفتههاي زندگي شهيد رجايي:
خاطرهي يكي از اقوام آن شهيد با موضوع تفريح با اقوام:«يكبار كه براي تفريح به باغي در كرج رفتهبوديم، بچهها براي پر كردن اوقات فراغت شروع به يك بازي به نام «دبلنا» كردند. دراين بازي هر كس مقدار مختصري پول ميگذاشت وهر كس مي باخت، از دور خارج ميشد و آخرين نفري كه ميماند، همه پولرا از آن خود ميكرد. دايي بزرگمان وقتي ما را در حال اين بازي ديد، ناراحت شد و گفت:« اين بازي را ترك كنيد، اين قمار است و بالطبع حرام.» ولي وقتي آقاي رجايي به جمع ما وارد شد و روال بازي را سوال كرد، بدون آنكه بخواهد بازي را متوقف كند و يا به آن به عنوان قمار بدهد، با روش خاصي كه داشت گفت:« بچهها، من پيشنهاد ميكنم همين روال را دنبال كنيد، ولي با يك تفاوت و آن اينكه هر كس برنده شد، پولها را تصاحب نميكند، بلكه جريمه فرد بازنده آن است كه در خرج اين پول زحمت بكشد. پيشنهاد من اين است، با يان پول كه مال همه است،همه با هم برويم و مايحتاج تفريحيمان را مثل هندوانه و ...بخريم.» همه از اين پيشنهاد كه جنبه قمار هم نداشت،خوشحال شديم و يك ساعتي به اين سبك بازي كرديم.
در پايان بازي هم سوار ماشين شديم و كسي كه از همه بيشتر بازنده بود، زنبيل را برداشت تا مسئوليت حمل ميوهها را برعهده بگيرد»(ص 38)
*
- كلاهبرداري به بهانه تعمير مراكز مذهبي: كلاهبردار حرفه اي كه به بهانه تامين هزينه هاي ساخت و تعمير مراكز فرهنگي و مذهبي اقدام به كلاهبرداري از صاحبان مشاغل در اراك مي كرد دستگير شد.
*
- در شهر اوز (استان فارس)سنگ 240گرمي از مثانه بيمار خارج شد.
*
- كشتي ربوده شده ايراني در سواحل سومالي
كشتي ربوده شده ايراني، به محلي به نام ييل در سواحل سومالي منتقل شده است و انتظار مي رود ربايندگان در اين منطقه درخواست هاي خود را براي آزادي كشتي ارائه كنند.
به گزارش ايسنا، احمد فروغي- مديركل امور دريايي سازمان بنادر و دريانوردي- با اعلام اين خبر اظهار كرد: كليه خدمه كشتي در سلامت كامل به سرمي برند و از لحاظ آذوقه، آب و سوخت مشكل خاصي ندارند.
*
- تصادف 6 خودرو با هم در جاده قزوين- رشت 8كشته برجا گذاشت.
*
- مسموميت 75 زاير ايراني در سوريه بر اثر نوشيدن آب آشاميدني ناسالم در هتل جواد زينبيه
*
- سينماي ايران موفق تر از ورزش درالمپيك
با استقبال بسيار خوبي كه از سوي مخاطبان از فيلم «مجيد مجيدي» در المپيك صورت گرفت، بايد گفت سينماي ايران در المپيك پكن موفق تر از ورزش حاضر شد.
رسول صدر عاملي، كارگردان سينماي ايران با اعلام مطلب فوق ادامه داد: فيلمي كه مجيدي در كنار چهار فيلمساز مطرح دنيا ساخت، با بيشترين استقبال از سوي مخاطبان مواجه شد و اين موضوع براي سينماي ايران بسيار شوق برانگيزاست.
وي افزود: در المپيك پكن، بيشترين نمايش و استقبال از فيلمي بود كه مجيدي براي المپيك ساخته بود و با نمايش فيلم مجيدي، سينماي ايران درخشش، تأثيرگذاري و حضور هنرمندانه اي داشت. (کیهان، 14.06.87 )
*
- دستگيري مهندس كشاورزي به اتهام مداخله در امر پزشكي
*
مرد رمال كه به بهانه درمان بيماريهاي صعب العلاج از بيماران در گرگان كلاهبرداري مي كرد به دام افتاد.
*
روزنامه دولت عليه ايران شماره 616
پنجشنبه 6 ذي الحجه 1284 هجري قمري
برابر با 1245 هجري شمسي
زن پهلوان احمد نام با رضا نام آشنايي و سروكار داشته و بعضي از اقوام و ارقاب آنها نيز استحضار به هم رسانيده و به روي آنها نمي آورده اند تا روزي ضعيفه با رضا نام همداستان مي شوند و شب به خانه او آمده و بيلي بر سر پهلوان احمد زده و او را بيهوش نموده و در سراب مي اندازند.
بعد به اتفاق ضعيفه در سراب رفته و سر پهلوان احمد را با كارد مي برند و استخوانهايش را خورد نموده و در زير خاك پنهان مي كنند و صبح اقوام پهلوان احمد با پسر او كه از زن ديگر داشته به تفحص بر آمده و از ضعيفه جوياي حال پهلوان احمد مي شوند. بعد كساني كه از آشنايي ضعيفه با رضا خبر داشته نزد والي رفته و عرض مي نمايند كه احتمال قوي مي رود، رضا با ضعيفه پهلوان احمد را مقتول ساخته اند والي رضا را احضار و با اندك تنبيهي اقرار مي نمايد و حكم به قصاص او مي دهد.
*
• بگوييد مگر مي خواهند به ما حروف الفبا ياد بدهند كه اسامي مفسدان اقتصادي را با حروف الفبا معرفي مي كنند؟( پیام تلفنی به روزنامه خراسان 12.06.87)
*
قريب يك ميليون و 400 هزار نفر فلسطيني در اراضي اشغالي سال 1948 زندگي ميكنند، در ميان آنها عدهاي از يهوديان شرافتمند حضور دارند كه تشكيلات صلح را سالها قبل به وجود آوردند و بعضي از آنها دهها سال است از حق ملت فلسطين دفاع ميكنند و راز قتل ابوعمار را فاش كردند، لذا نبايد منكر حق انسانهايي شد كه پيوندي با رژيم اسرائيل و صهاينه ندارند و از ستم بر فلسطينيها در رنجند و ميخواهند در كنار آنها با صلح زندگي كنند، آقايان ! حساب بسياري از مردم را بايد از حكومتهاي آنها جدا كرد ( پیام تلفنی به روزنامه آفتاب یزد)
*
*************************************
در روزنامه امروز
آدینه
22.06.1387
آخرین خبر
درخت در گوش باد خواند:
کسی آه نمی کشد
این
پچ
پچه ی
پاییز بی قرار است
از
دهان
باران برگ...
خودرونوشته ها
کاش بتوان سرنوشت را باز از سر، نوشت (پیکان مسافر کش اهوازی)
Mehdi ( خطوط سپید خوشرنگ روی شیشه پشت پراید، اهواز)
راه بده وقت نمانده باید وام بپردازم! ( پیکان، منطقه زیتون کارمندی اهواز)
اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را
به دل هر گز نمی کردم خیال آشنایی را ( روی گلگیر اتوبوس مسافربری اهواز به شوشتر)
دوباره سلام هفتکل!
یادباد آن روزگاران یاد باد...
کلانتر صبر ندارد:
- بخون... دهن بجنبون پسر...می خوام برگردم به گذشته... باردیگر شهری که دوستش داشتم...
- چشم قربان!
سر از دفتر رمان بر می دارم. کلانتر پلک نمی زند. اما دستان تسلیم وار گشوده اش رو به من می لرزند.
- بنوش... گتوت را تازه کن... بخون... طاقت ندارم...
برگ های دفتر را ورق می زنم.
آدم های 100 سال گذشته ی شهر نفرین شده ی نفت دوباره جان می گیرند.
می خوانم:
هنوز در ردی گم
عابری دول بر دوش
درازنای فرودگاه را
هم چون آهی طولانی طی می کند
کیومرث (کیو) آهنی خلبان...حدود 40 سال پیش در کلاس انشاء زاهد میرانی :"می خواهید چکاره شوید؟"تیک آف از آخر کلاس به پای تخته سیاه پرید و بعد حالا باند فرودگاه ( میدون طیاره)- آقا مو دوست داروم خلبان بشوم...
افرین پسرم...
دفتر را ورق می رنم:
پشت 4بنگله (شاه نشین) درس می خواندیم برای دیپلم طبیعی...
دفتر را باز ورق می رنم:
ابول بهرامی/ قلی فارسیمدان/... توف شیرین ...
کسی از پشت دیوار خانه ی ما دارد شاهنامه می خواند ...زنی می گوید:
- ملاممد چالنگ داره گریه می کنه...
بعد خواننده به صحرای می زند:
مر جنگه مر جنگه/ خدا دونه جنگه تفنگه
بعد صدای "روانبخش" تمام فضای توف شیرین را پر می کند:
عزیزوم دست حنایی
شکر میون کلومت
دو تا بوسی که دادوم
ای گل باشه
حرومت
بیوم بالای بومت
...
از اون جا پر می گیروم ...
عزیزوم دست نگهدار
دفتر باز ورق می خورد:
سایه دیوار منزل اسمال نوربخش در صبحگاهان تابستان ها و بازی لوتو..
نسی از 40 سال پیش به این ور بی توفق دارد به "زوکشیدن" خود ادامه می دهد.
می خوانم:
سنگ ولاش و ریگ مسیر هفتکل... این 7 نشانه بر بلندا، هم چون فار( چراغ راهنمای بندرگاه) همه را به سوی خود می کشاند، هر جای دنیا که باشند... فرزندان مردانی که هنگام کشف نفت جونان جویندگان نفت آمدند، جان کندند و ناکام بر گشتند...همه ی اجزای یک کل معنامند، از مختار لیوه گرفته تا رضوان و...
دعای شکر کله ولی هنگام کشف نفت و دعا برای هم وطنانش...و شبانگاه بود که هنگان صرف شام خبر پیچید: زمین گُشِس.. گِیس... اویل..
و مهندس ال براونز وقتی به سرچاه در حال فوران رسید، شبح سیاه از نفتی را دید در حال سجده... خیال کرد مایع سیاه وارد ریه هایش شده و خفه اش کرده؛ مرده... اما او را تکان که داد، صدایش را شنید که تکر ار می کرد:
- Thanks God…
و خارجی سوت کشید رو به چادرهایشان... و من 14 ساله همراه سگم کورو:
لوله ها
بر شانه های ما
جوش خورد و
خم گردید
آنگاه
پیامبر انگلیسی
حضرت کلنل جیکاک
در برابر سپاه کار
قرآن ها
بر سر نیزه کرد
کشتزاران طلای خود را دادیم رایگان و
خود رفتیم
به بیگاری
تا
این نکبت
طلای سیاه
از رگ های حیات ما
بگذرد
دره
دره
تا
پالایشگاه
دهانه ی اروند
آبادان.
خازجی که آمد کتاب آمد و سینما و تجدد و بی دینی و نظم...
جیکاک که ادامه دهنده ی دکتر یانگ بود و میراث دار پیترآوری P. Avery و درویش علی یهودی... او علاوه بر تحمیق و اشاعه ی خرافات؛ از طریق گرید بندی های شغلی، ترفیع و دیگر امتیازات طبقاتی سعی می کرد همه را به هم مشکوک کند...او زن ایرانی هم داشت.
جیکاک در یک نامه محرمانه به بریتانیا نوشته بود:
همه ی امورات روزمره، حشر و نشر ما با اهالی هفتکل و مسجدسلیمان در آن است که به آن ها بباورانیم ما هرچه می گوییم درست است و به صلاح مسلمانان... وآن ها باید کارشان اطاعت باشد و بدانند خداوند رحمان و رحیم آن ها را برای گریه و رضایت از اوضاع مقدر آفریده...
ادامه دارد
امروز
21.06.87
در این روزنامه
سیاه
این پرده ی اندوه را
از چهره ات
کنار بکش
دریچه ی دهان را بگشا
بخند
بگذار
پرندگان سپید
بر بام های دل ها
بیارامند
*آخرین خبر
گوینده ای دو جنسیتی
با صورتی مردانه
صدایی تودماغی سرماخورده
زنانه
برای ما
عزیزانش عافیت می طلبد
آنگاه
عربده ای مردانه می کشد و
می گوید:
" بندگان..."
نیشخندی می زند:
" ببخشید، بینندگان عزیز
هیچ خبری نیست
خیالتان راحت..."
برایتان امشب
خواب های خوشی را آرزومندیم...
**یادداشت ها
1.
کوشش های خستگی ناپذیر تمدن متعالی هزاره ی سوم بیش از همه در کشورهای اسکاندیناوی، ژاپن و چین درراستای کاربری بهینه از نیروهاست (برکنار از هرگونه پیشداوری، محک زنی های سیاسی)، برمبنای شایسته سالاری...
2.
شاید بتوان یک تعریف فرعی از فرهنگ را
شیوه های دادوستد مادی و معنوی در جهت رفع نیازهای مدنی و فراهم سازی سازو کارهای سعادت نسبی شهروندان دانست.
*** دوباره سلام هفتکل!
پسرک کنجکاو پر شر و شوری که در پشت ستون
رو به کوچه ی پشتی بی رفت و آمد بازار هفتکل ایستاده بود،
همه چیز را نظاره کرده است...
اکنون دیار به دیار دارد تکه پاره های این شهر را می یابد و هم چون پازلی پر راز، آن ها را به هم می چسباند.
کلانتر پیر خسته است.
تمام رگ و پی بدنش ورم کرده... صدایش را پارازیتی از ناله و آه انباشته...
- از هفتکل چه خبر پسر چون؟
کلانتر زنده نیست، در حال جان کندن است...
زنی که انگار پلک های گریه کرده ای دارد، وارد اتاق می شود، با سینی میوه و بعد فنجان های چای سبز و کلوچه های خانگی، حرفی نمی زند.
می رود نزدیک کلانتر. کف دست را باز می کند تا چند قرص ریز و درشت را به خورد کلانتر بدهد. کار را با دقت تمام و بدون تظاهر انجام می دهد.
کلانتر انگار که بازیاری باشد، آمده- تشنه از صحرای درو، لیوان آب را تمام می نوشد.
آهی می کشد.
- اون شب اذیتت که نکردن؟
- کدوم شب؟
- همون شب از عاشورا...مسجد حجت هفتکل...
- نه جناب سرهنگ کسی کتکم نزد. حبس هم نشدم..
سکوت.
پرنده ای از دور دست آواز می خواند و جایی در همین نزدیک ها، آب چکه چکه فرو می ریخت...
- می بینی؟ زندگی سر به راه خودش ادامه داره... راستی از حاج آقا آل علی چه خبر؟
- هنوز بی ادعا،سری به عبادت داره و دستی...
- به دعا. نه؟
- قربان، خودتون خوب میدونین که حاج آقا آل علی در تمام طول مدت خدماتش، دوره حضور شرکت نفت در هفتکل که می توانست برای نوه و نبیره هایش گنج های باد آورده ای کنار بگذارد، قناعت وار زندگی کرد و مصداق این کلام حکیمانه ی حافظ شد:
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
و هنوز هم به شیوه جد بزرگوارش، در میان مردمی که بسیار دوستشان دارد؛ ساده، صمیمی و روراست زندگی می کند...
کلانتر سراپاگوش، نگاهم می کرد.
نگاهم بی آن که خود بخواهم، خیره ماند روی کیسه های ورم زیر چشمان سرهنگ پیر و بیمار.
- خب...بگذریم...قرار بود از کتابِ "دوباره سلام هفتکل" ت برام بخونی...
- یکی از دفترهای نوشته ام را آورده ام...ایناهاش...
زیپ کیف را می کشم.
سرهنگ همچون کودکی کلاس اولی، مشتاق و منتظر دست ها و لبانم را می پاید.
فردا ادامه دارد.
****خودرونوشته ها
نام شهرها
کرج
لردگان
MIS
بندر دیر
گندمان
با امید به دیدار فردا آدینه![]()
![]()
*****************************
حتی اگر فقیر
اما می توانید
سفره ی گسترده ی مهربانی دلتان را برای دوستی تازه بگشایید و
پایان هفته ای خوش داشته باشید...
**********************************************![]()
![]()
![]()
پرانتز باز / بنويسيد:
كبوتر
پرانتز را نبنديد!
امروز
20.06.1387
در این روزنامه
خواندنی ها
گلچینی از مطبوعات
درآمد نفتی نیمه اول 2008 ایران معادل کل درآمد سال گذشته
روزنامه سرمایه: روند صعودی بهای نفت خام که از چندسال قبل آغاز شده، همچنان ادامه دارد. این افزایش قیمت ها موجب بالا رفتن میزان درآمد کشورهای صادرکننده نفت جهان شده است. هرچند برخی معتقدند برنده اصلی افزایش قیمت ها شرکت های بزرگ نفتی هستند.به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، آخرین پیش بینی ها حکایت از آن دارد که مجموع درآمدهای نفتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال 2008 به 600 میلیارد دلار خواهد رسید که عربستان با بیش از 380 میلیارد دلار درآمد بیشترین سهم را خواهد داشت.
ايرانيها نانخورترين مردم جهان هستند.
ايرانيان از نگاه بيگانگان
مردم كهن
آب دز يا رودخانه دزفول با دو شعبه از فلات مركزي ايران سرازير ميشود1 و از رشته كوههاي بزرگ لرستان ميگذرد. اين دو شعبه خيلي بالاتر از دزفول، به يكديگر ميپيوندند و منطقه واقع در بين اين دو شعبه را ميتوان خطرناكترين قسمت هاي ايران دانست.
در سال 1891 م (1270 ش) به اين ناحيه رفتم. قبايلي كه در اين درهها سكونت دارند، از طوايف لر و بختياري نيستند و تقريباً بيآنكه رابطهاي با همسايگان خود داشته باشند، به تنهايي زندگي ميكنند.
راههاي بزرو و بسيار باريكي كه اغلب خود در كوهستان و بر فراز پرتگاه ها تراشيده و يا ساختهاند، مناطق سكونت زمستاني آن ها را به نقاط تابستانيشان مرتبط ميسازد. اين قبايل از كسي فرمانبرداري نميكنند و دولت وشاه را نميشناسند. سنن و رسوم باستاني به قدري در ميان ايشان حفظ شده كه حتي جامهها و كلاه ها و آرايش مو و زلف هايشان شبیه مردمان دوره هخامنشي و همانگونه است كه در سنگ نگاشته های تخت جمشيد ميبينيم!
ژاك دمورگارن، باستان شناس فرانسوي
(1889-1891 و 1908)
1- مراد، رودخانههاي دورود (در پايمان شمالي رشته جبال اشتران كوه) و هروست كه به يكديگر ميپيوندند دورود در حقيقت، حد فاصل دو منطقه قبائل لرستان و ايل بختياري ميباشد. (مترجم)
كارگر شهردارى نيمه هاى شب هنگام تخليه زباله هاى يك سطل مكانيزه، با شنيدن صداى نوزادى او را نجات داد.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه دوشنبه يكى از كارگران شهردارى پس از تخليه سطل زباله اى در حوالى ميدان استخر تهران به داخل خودرو مكانيزه، ناگهان صداى گريه نوزادى را شنيد.او كه به موضوع مشكوك شده بود پس از جست وجو در ميان زباله ها با ناباورى نوزادى را در ميان زباله ها ديد. او بلافاصله نوزاد را بيرون كشيد و موضوع را به پليس و اورژانس اطلاع داد.تعدادى از اهالى كه متوجه ماجرا شده بودند براى نوزاد، لباس و شيرخشك آوردنديكى از شاهدان در اين باره به خبرنگار «ايران» گفت: نوزاد دختر كه هنوز بند نافش جدا نشده بود، بدون لباس داخل سطل زباله اى كنار خيابان رها شده بود كه اگر كارگر وظيفه شناس شهردارى موضوع را جدى نمى گرفت و كليد دستگاه فشرده كننده زباله را مى زد اين نوزاد كشته مى شد.
![]()
ارمغان کارخانه کوکا کولا برای شهر مالی در هند، چشمه های خشک شده و رودخانه های آلوده است. مخالفت و مقاومت در مقابل سردمدار جهانی تولید کننده نوشابه در هند هر روز بیشتر می شود، زیرا هیچ کارخانه ای تا این اندازه از منابع آبی هند استفاده نمی کند. هر روز مردان و زنان در مقابل در کارخانه کوکاکولا تظاهرات می کنند. 1500 نفر از ساکنان دهکده مهدی گنج در شمال هند، خواستار تعطیلی دائمی کارخانه کوکاکولا هستند زیرا معتقدند آبی که آنها برای آبیاری مزارع خود نیازدارند تماماً برای تولید و پر کردن کوکاکولا استفاده می شود و به این دلیل مزارع و حیوانات آنها در اثر کم آبی از بین می روند. ..
از سوي سازمان يونسكو"ملبورن" دومين شهر ادبيات جهان نام گرفت
دولت استراليا اواخر سال 2006، پيشنهاد خود را به يونسكو ارائه كرده و دراين راستا بودجهي 9 ميليون دلاري براي حمايت از جشنوارهي نويسندگان و كتابخانهها اختصاص داده بود، كه امسال اين بودجه را بيش از 10 ميليون دلار ديگر افزايش داده است.
اگر قسط بانك مسكن را ١٠ روز
زودتر پرداخت كنيد خبري نيست ولي اگر يك روز ديرتر پرداخت كنيد، ديركرد دريافت مي كنيد. (پیام خوانندگان به روزنامه خراسان)
![]()
گابريل گارسيا ماركز - نويسنده كلمبيايي برنده نوبل ادبيات - از روزنامه نگاري به عنوان بهترين حرفه در جهان ياد كرد. ![]()
ناشر آمريكايي كتابهاي جي.كي.رولينگ جايگزين احتمالي «هري پاتر» را براي انتشار آماده مي كند.
به نقل از آسوشيتدپرس، انتشارات اسكولاستيك كه حق پخش و نشر مجموعه «هري پاتر»ها را در اختيار دارد اعلام كرده با پايان گرفتن نگارش اين كتابها جايگزين احتمالي آنها را به زودي روانه بازار مي كند.
مجموعه كتاب جديد «39 مدرك» نام دارد و ريك ريوردان اولين نسخه از اين مجموعه را با نام «هزارتوي استخواني» نوشته كه به زودي در شمارگان 500 هزار نسخه منتشر خواهد شد.
استيون اسپيلبرگ پيشاپيش حقوق كامل ساخت آثار سينمايي را براساس كل اين مجموعه خريده و به نظر مي رسد در صورت انتشار اين كتابها و استقبال عمومي از آن بلافاصله بايد منتظر حضور قهرمانان اين رمانهاي جديد بر پرد سينماها باشيم.
قصه اين كتابهاي جديد در مورد دو كودك خردسال است كه در تلاش براي يافتن راز قدرت غيرعادي خانواده خود پاي به راه جستجويي دنباله دار و طولاني مي گذارند و قصه بلند كتاب را آغاز مي كنند.
بخشي از بازار چيني ها در منطقه تجاري صنعتي آزاد اروند عصر روز سه شنبه در آتش سوخت اين آتش سوزي از طبقه فوقاني بازار آغاز شد. با راه اندازي منطقه آزاد اروند يك شركت بازرگاني از كشور چين در محدوده اين منطقه اقدام به احداث بازار موسوم به بازار چيني ها كرد. تاكنون علت آتش سوزي و ميزان خسارت اين حادثه اعلام نشده است.
کتابی خواندنی:
"تاريخچه تقريباً همهچيز"
|
غلامحسين صدري افشار: آقاي صدري افشار پيش از اين هم كتابي ديگر درباره علم را نقد و معرفي كرده بود.[6 نظريهاي كه جهان را تغيير داد]نوشته ايشان را مرور كنيد. آيا مىتوان شگفتى و دستاوردهاى علمى را بهصورتى كه خيلى فنى و دشوار نباشد، بيان كرد و فهميد، بدون اينكه توصيف آنها بهصورتى غيرعلمى و عاميانه درآيد و مفهومشان آسيب ببيند؟ و آيا مىتوان از خواندن آنها لذت برد؟ اگر براى ما جالب است بدانيم گيتى چگونه پديد آمده؟ پروتون يا پروتئين چيست؟ كوارك و كواسار چه فرقى دارند؟ عمر كره زمين را چگونه تخمين مىزنند؟ چرا آب درياها و اقيانوسها شور است؟ جدول تناوبى چيست و چگونه تنظيم شده است؟ بهطور كلى اگر مىخواهيم تصورى از هستى و جهان داشته باشيم، دراين كتاب پاسخهاى روشن و قابل فهمى خواهيم يافت. درعين حال كتاب بهما مىگويد، خيلى چيزها هست كه ما دربارهشان هيچ نمىدانيم و بخش بزرگى ازآنچه را هم كه تصور مىكنيم چيزى دربارهاش مىدانيم، عملاً نشناختهايم و تنها گمان مىكنيم كه شناختهايم. ما از نقطهاى در خط مستقيم بهراه مىافتيم و سعى مىكنيم بههيچ طرفى منحرف نشويم، ولى پساز مدتها بههمان نقطه عزيمت برمىگرديم، چون در گيتى هيچ خط مستقيمى وجود ندارد. بنابراين گيتى هيچ مركزى هم نمىتواند داشته باشد، بلكه همه جا مركز گيتى است. مركز وقتى معنى پيدا مىكند كه نسبت بهيك مرجع سنجيده شود و اين آن چيزى است كه نظريه نسبيت بهما مىگويد. بههمين دليل است كه براى گيتى نمىتوان انتها يا لبهاى فرض كرد. ما دراين كتاب مىخوانيم، اگر در نزديكترين ستاره به منظومه شمسى، يعنى آلفا قنطورس انفجارى رخ دهد 4/3سال نورى طول مىكشد تا ما از آن خبردار شويم، چيزى فراتر از عمر كره زمين!
|
|
هنوز هيچ کس نمي داند البسه نظاميان امريکايي، پوتين هاي رسمي نيروي زميني امريکا و وسايل نظامي آنها چگونه از ميدان گمرک تهران سر در آوردند، اما آنچه کاملاً مشخص است ورود اين البسه به صورت قاچاق است. فروش لباس هاي نظامي، قمقمه و... اجناس عجيبي نيستند، اما فروش قطب نما، پوتين هاي ضدمين، دوربين هاي مادون قرمز،لباس غواصي، کپسول اکسيژن و حتي لباس خلبانان امريکايي و ماسک هاي ويژه خلباني و... تصويري از انبار يک پادگان تمام عيار و مدرن را در ذهن شما زنده مي کند، بخشي از اين وسايل که در اين بازار فروخته مي شوند کمي منطقي به نظر مي رسد اما فروش لوازم نظاميان امريکايي که بعضي از آنها دست دوم هم نيستند جاي سوال دارد. فروش کپسول اکسيژن و لباس هاي غواصي، ساعت هاي نظامي امريکايي که قابليت فيلمبرداري هم دارند از جمله کالاهاي عجيبي هستند که معلوم نيست متقاضي خريد آنها چه کساني هستند؟ |
من دنبال يك همرزمم ميگردم كه سال 62 در منطقه جنوب با ايشان در جبهه بودم، به اسم عليرضا مظلوميان، دنبال ايشان خيلي گشتم پيدايشان نكردم، ايشان در خيابان پيروزي بودند، اگر لطف كنيد شماره تلفن مرا در صورت تماس ايشان به ايشان بدهيد متشكر ميشوم.
![]()
سی.كلارك،مشهورترين نويسنده داستان هاى علمى، تخيلى در آخرين كتابش كه با همكارى «فردريك پل» نوشته شده، آينده اى زيبا و انسانى براى جهان پيش بينى كرده است. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از آسوشيتدپرس، آخرين كتاب «كلارك» در شرايطى نوشته شد كه سلامت او به شدت مختل شده بود، اما او هنوز داستان هايى براى گفتن داشت. به همين دليل به سراغ نويسنده ديگر اين ژانر، يعنى «فردريك پل» رفت و اين دو دوست قديمى، به كمك هم كتابى نوشتند كه احتمالا آخرين كتاب هر يك از آن دو محسوب خواهد شد. «آخرين فرمول» ـ آخرين كتاب كلارك ـ كه بر مبناى ۱۰۰ صفحه از دست نوشته هاى او شكل گرفت، چيزى فراتر از يك داستان و در حقيقت يك داستان آينده نگرانه درباره رياضيدانى است كه برهان جديدى براى حل يك مساله لاينحل راضى را كشف مى كند. اين رمان نمونه خوبى از همكارى دو نويسنده اين ژانر در پايان مسير نويسندگى آنهاست. كلارك كه بيش از هر چيز با «اوديسه فضايى ۲۰۰۱» شناخته مى شود، مارس امسال در ۹۰ سالگى در گذشت و «پل» نيز اينك ۸۹ ساله است. «رابين وين بيلى»، نويسنده و رئيس پيشين مجمع نويسندگان علمى،تخيلى آمريكا مى گويد: «بيش از هر چيز، اين كار يك كار تاريخى است؛ اثرى كه به قلم دو تن از بزرگ ترين چهره هاى باقى مانده از اين ژانر نوشته شده است.» اگرچه كلارك گفته بود «آخرين فرمول» احتمالا آخرين كتابش خواهد بود و نوشتن آن را از سال ۲۰۰۲ آغاز كرده بود، اما شايد تصور نمى كرد نتواند آن را به پايان ببرد. نوشتن اين كتاب به كندى پيش مى رفت؛ زيرا بنيه او رو به تحليل بود؛ در حالى كه او براى به پايان بردن كتابش كه قول داده بود آن را در سال ۲۰۰۵ به پايان برساند به همه توان خود نياز داشت. پس، زمانى كه دريافت قادر نيست اين كار را به پايان برساند، تصميم به همكارى با نويسنده ديگرى گرفت. با اين كه پيش نويس و تمام دست نوشته هاى اوليه آخرين اثرش را حفظ كرده بود، اما همواره به دوستانش مى گفت اميدوار است «آخرين فرمول» به فرمول از دست رفته تبديل نشود. «پل» مى گويد خودش داوطلبانه براى همكارى با كلارك پيشقدم شد و با كمال ميل ۱۰۰ صفحه دست نوشته او را مطالعه كرد. «حدود ۴۰ تا ۵۰ صفحه از متن، نهايى شده بود؛ اما بقيه مطلب فقط دربرگيرنده ايده هاى رشد نيافته بود و در برخى از صفحات فقط يك يا دو خط متن وجود داشت.» كلارك كه از سال ها پيش در سريلانكا زندگى مى كرد و چند دهه گذشته را با بيمارى فلج پيش رونده دست به گريبان بود، پس از شكستن استخوان پشتش كاملا زمينگير شد. علاوه بر آن، حافظه اش سر ناسازگارى گذاشته بود و او نمى توانست اطلاعات لازم براى انتقال به «پل» را با مطالعه آنچه نوشته بود، به ياد بياورد. پل در اين باره گفته است: «تلاش كردم با سؤال كردن هاى مداوم به ايده او در اين كتاب دست يابم؛ اما او يك اى ميل با اين مضمون برايم فرستاد: «نمى دانم. هيچ چيز از آنچه در سرم بوده به ياد ندارم.» همه چيز از حافظه او خارج شده بود.» با اين شرايط اين دو دوست قديمى با هم براى به پايان رساندن اين رمان تلاش كردند. كريس شلاپ، قائم مقام انتشارات رندوم هاوس كه از آغاز كار كلارك روى اين كتاب، با او در ارتباط بوده، مى گويد: «دست نويس نهايى كتاب يك «رگه طلايى» از كلارك را در خود دارد؛ اما در عين حال كاملا مشخص است كه اين كار به صورت مشترك نوشته شده است.» آرتور سى.كلارك، سال ۱۹۴۵ و ۱۲ سال پيش از راه اندازى نخستين ماهواره ها به دست بشر، اختراع ماهواره هاى ارتباطى را پيش بينى كرد. از همين رو مدارهاى نگه دارنده ماهواره ها براى ارتباط ثابت با زمين را به نام او «مدارهاى كلارك» ناميده اند. «آخرين فرمول» هم دربرگيرنده يك ايده ديگر كلارك است. او در اين كتاب تفنگى به نام «رعد خاموش» را پيش بينى كرده كه همه فعاليت هاى الكترونيكى در يك منطقه را خنثى مى كند تا آرزوى خلع سلاح قدرت هاى جهان محقق شود. از ديگر پيش بينى هاى او آسانسور فضايى است كه مى تواند به مدد يك ريسمان معلق از يك موضع موازى در فضا هر چيزى را از روى زمين بلند كند.
![]()
برده كسى است كه عقيده ديگران پيوسته به عقيده شخصى اش ارجحيت دارد.
بالتازار گراسيان
![]()
كالاها را گران كرديد و از پول كالاهايي كه گران كرديد مي خواهيد به مردم يارانه بدهيد؟
![]()
سعید کیا : مسکن در سرآشیبی کاهش قیمت قرار گرفته است، دارندگان خانه های خالی محتکر شناخته می شوند.
![]()
افسردگی در سالمندی: سالمندی، سن lost است، سن از دست دادن،
از دست دادن دوستان، دور شدن فرزندان، از دست دادن همسر، شغل، زیبایی، سلامت و مسائل مالی. افسردگی سالمندان، حالتی از بیماری است که هم در افرادی با سابقه قبلی افسردگی اتفاق می افتد و هم ممکن است برای اولین بار در دوران سالمندی ظاهر شود. گوشه گیری و میل به انزوا، احساس ناتوانی در انجام امور، اختلال حافظه و عدم احساس مفید بودن از مهم ترین علائم این عارضه به شمار می رود.
![]()
سهراب سپهري نامه کمتر خوانده شده يي دارد از ينگه دنيا به احمدرضا احمدي که نقلش خالي از لطف نيست:
«... آدم چه دير مي فهمد. من چه دير فهميدم که انسان يعني عجالتاً... ايران مادران خوب دارد و غذاهاي خوشمزه و روشنفکران بد و دشت هاي دلپذير... و همين.»
![]()
با گل لبخند به دیدار...
امروز
19.6.87
در این روزنامه
* آخرین خبر
در خیابان ها
خاله های مهریان
به کمک عموهای دلال
با فراق بال
محموله های بکارت را
رو سوی بندرگاه های بردگی
بار می زنند...
![]()
**یادداشت
پرسید: کسی پیدا نمیشه به من بگه ما درکدام دوره ی تاریخی قرار داریم؟ به قول تاریخگرایان از کدام صورت بندی داریم می گذریم؟ ما کشوری در حال توسعه هستیم یا جزو 10 تاپ تن دنیا؟
یکی در آن میانه پراند:
فعلن که ما اندر احوالات ناز و کرشمه ی قیمت مرغ مانده ایم و سرنوشت ما را برف و بی آبی رقم می زند...
و راننده که پیری کم حرف و عبوس می نمود، افزود:
اهل "مال" که دارند با صیغه و دو زنی و رفع ناتوانی های جنسی و ورود انواع پرده ی بکارت نیوبرند... حال می کنند... بیچاره ملت لب خشک که فقط باید تماشاگرانی شکیبا باشند..
![]()
***خودرونوشته ها
عشق!/ همراه با آرم مرگ ( کامیون از آبادان)
یا سید الشهدا ( اتوبوس)
یا امیر عرب / سوپر کلاسیک/ super classic( ولوو ایمن سفر ایرانیان)
یا ستار العیوب ( پژو سبز رنگ، اتوبان کرج)
****خواندنی ها
«كيارستمي» سرانجام عينك خود را برداشت
عباس كيارستمي و عينك سياهش به دو عنصر جداشدني تبديل شدهاند، به طوري كه خود كيارستمي در جايي گفته است همه مردم براي شناخته نشدن عينك ميزنند، اما من اگر جايي باشم و بخواهم شناخته نشوم، عينكم را برميدارم
*
از تلفن مردم به روزنامه :
جـنـاب آقـاي جـوانـفـكـر! فـرمايش حضرتعالي در مورد اينكه مسافرتها نشانه وضع معيشت خوب مردم ايران است در مورد اينجانب كه دبير بازنشسته هستم كاملا درست است، چون بنده در تعطيليها همراه خانواده و دو عروس و دامادم به مسافرت شمال رفتيم و در بهترين هتل اقامت كرديم، غذاي ما هر روز ماهي سفيد و كباب بختياري بود فقط روز آخر كه براي شنا به دريا رفتم اتفاق بدي برايم افتاد، ناگهان زير پايم خالي شد و داد زدم كمك كمك كه با صداي خودم از خواب پريدم، چه روياي شيريني بود! (آفتاب یزد 9/6/87 )
*
يجاد نظام فدرالى مهمترين ويژگى عراق جديد است
سيد عبدالعزيز حكيم رئيس مجلس اعلاى اسلامى عراقم دستاورد برجسته دولت عراق را شكست طرح هاى تكفيرى طرفداران صدام و ناقضين قانون در ايجاد عراق جديد خواند. وى خاطر نشان كرد: مهمترين ويژگى عراق جديد ايجاد نظام فدرالى است
*
از نظر من وقتي چخوف نامي، خودخواهي و پولپرستي و بياعتنايي به همنوعان را در شخصيتهايش بازنمايي ميكند، خودش هم بايد تا حد زيادي از اين عرصهها دور باشد. پس وقتي ميخوانم كه او با اطرافيانش مهربان بود و خرج خانوادهاش را ميداد و وقتش را صرف آباداني محلههاي فقيرنشين و طبابت مردم محروم (هر سال حدود هزار نفر) ميكرد و براي ساكنان مهجور جزيره ساخالين چند محموله كتاب با كشتي فرستاد و در مسكو براي بچههاي دهقانان سه مدرسه و در كريمه هم يك مدرسه ساخت و در برخورد با عارف و عاميو پير و جوان و خاص و عام، ملايم و باگذشت بود، با خود ميگويم: او نداي «واقعيت داستاني» كتابهايش است در «واقعيت واقعي». فتحالله بينياز (همشهری 9/6/87)
*
استفاده از عناوين دکتر و مهندس ممنوع شد
*
در شهر دنور ایالات متحده ی آمریکا، سربازانی که پیشتر در جنگ عراق شرکت کرده بودند، در تظاهرات علیه دولت جنگ افروز بوش فریاد می زدند:
ما سربازان ضد÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ جنگ هستیم...
ایران دیلی
*
عدول بي صدا از اجراي بخشنامه دولتي؛
شنيديم ادارات دولتي بخشنامه دولت مبني بر استفاده از خرما، توت و کشمش به جاي قند را لغو کرده اند. گفته مي شود قيمت بالاي اين محصولات در مقابل قند باعث شد بخشنامه دولت براي ادارات مبني بر ممنوعيت استفاده از قند در سکوت ملغي شود. دولت سال گذشته طي بخشنامه يي به ادارات مصرف قند را ممنوع و خواستار جايگزيني محصولات مشابه شده بود.
*
واردکنندگان تله کابين (که معمولاً خط هاي جمع آوري شده و از رده استاندارد خارج اروپايي را تهيه مي کنند) به کوه هاي مناطق ديگر کشور هم يورش آورده اند. اين واردکنندگان، با استفاده از وام هاي کم بهره و هنگفتي که در چند سال گذشته، با عنوان کمک به توسعه صنعت گردشگري و با حمايت سازمان ميراث فرهنگي اعطا شده هزينه هاي اوليه کار خود را از محل سرمايه هاي ملي تامين کرده اند. در مرحله بعد هم با استفاده غيرمسوولانه از منابع طبيعي کشور، هزاران مترمربع از بهترين دامنه هاي کوهستاني را تصرف مي کنند. آنان در اين مرحله از حمايت بعضي مقام هاي محلي يا استاني بهره مي گيرند و با توجيهاتي مانند اشتغال زايي و ايجاد جاذبه براي جلب مسافر، به تصرفات خود رنگ خيرخواهانه مي زنند. اندک زماني بعد، ساخت و سازهاي گسترده به شکل رستوران و فروشگاه و دکه و حتي ويلا و آپارتمان در اطراف تله کابين و در زمين هاي تصرف شده شکل مي گيرد. بي دليل نيست که اين طرح ها، در نقاطي اجرا مي شوند که پيش از آن هم توريستي بوده و نه تنها لازم نبوده کار اضافه يي براي جلب گردشگر به آنجا صورت گيرد، بلکه نياز بوده فکري در مورد فشار بيش از حد گردشگران به آنها بشود. در اين جور جاها، سود ساخت و ساز و امکان بورس بازي املاک بيش از هر جاي ديگر است.
*
در بیمارستانی تاریک در تهران: انجام سزارین برای نجات جان زائو و نوزاد به کمک چراغ قوه و نور موبایل
*
ضد کفک بودن دارچین... در روزگار باستان از آن در مومیایی کردن استفاده می شد.
*
بانک جهانی: گسترش فقر در جهان و موفقیت چین در کاهش آن1.4 میلیارد نفر در جهان زیر خط فقر زندگی می کنند.
*
طراحی شهر های ما مردانه است. تسهیلات و حریم های امن خانوادگی/ زنانه؟
*
جوان جویای کار و خالی کردن صندوق های صدقات با استفاده از چسب و فولاد
*
تا 20 روز دیگر فرصت دارید بمیرید. بهشت زهرا دیگر پر می شود.
*
پزشکان و الگو برداری از نیش پشه برای ابداع سوزن های جدید
***** دوباره سلام هفتکل!
پسرک کنجکاو پر شر و شوری که در پشت ستون
رو به کوچه ی پشتی بی رفت و آمد بازار هفتکل ایستاده بود،
همه چیز را نظاره کرده است...
اکنون دیار به دیار دارد تکه پاره های این شهر را می یابد و هم چون پازلی پر راز، آن ها را به هم می چسباند.
کلانتر پیر خسته است.
تمام رگ و پی بدنش ورم کرده... صدایش را پارازیتی از ناله و آه انباشته...
- از هفتکل چه خبر پسر چون؟
در نگاهش آن پرسش 40 سال پیش را می بینم. شبی از دهه ی عاشورای حسینی که " درویش پاسبون" در مسجد حجت هفتکل دستگیرم کرد و سوار جیپ سرهنگ گلشن برد به کلانتری.
- پسر جون، کی بهت گفته علیه سلطنت حرف بزنی؟ می فهم چی گفتی؟
ساکت و تنها بودم.
هیاهویی از اهالی جاروکارا به گوشم می رسد.
ناگهان خولی ظاهر می شود:
- جناب سرهنگ اینا را بذار پا دیوار...یه گوله بچکون تو مغز فاسدشون...
چیری نمی گویم.
کلانتر جوابش را نمی دهد. بی اعتنا به او دوباره از من می پرسد:
- پسر جون، کی بهت گفته علیه سلطنت حرف بزنی؟ می فهم چی گفتی؟
حرفی ندارم.
- خب، برو اون اتاق روبرو.
می روم.
قاسم نجفی افسر نگهبان است.
مرا که می بیند لبخندی مختصر لبانش را فرا می گیرد.
شعله های اعتماد به نفس، سرمای ترس درونم را گرم می کند.
ادامه دارد.
![]()
******در پناه ادبیات
حکايت
زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بيش از آن کرد که عادت او؛ تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاين ره که تو می روی به ترکستان است
چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ايشان چيزی نخوردم که بکار آيد. گفت : نماز را هم قضا کن که چيزی نکردی که بکار آيد.
اى هنرها گرفته بر كف دست
عيبها برگرفته زير بغل
تا چه خواهى گرفتن اى مغرور
روز درماندگى به سيم دغل
گلستان سعدی
![]()
![]()
![]()
دوستان!
عزیزان!
از پیگیری هایتان سپاسمندم.
به علت پاره ای مشکلات فنی،
روزنامه ی سه روز اخیر بيرون نيامد.
از فردا دوباره هر روز با هم خواهيم بود...
![]()
روزنامه آخر هفته
پنج شنبه و آدینه
15-14 شهریور 1387
در این روزنامه
*آخرین خبر
بارانی پر برگ
بر سرو روی شهر
آسفالت خیس
عابران عجول
پیاده رو های تنهایی
نیمکت های خالی
در زیر خاکستر ابرها
کرج نفسی تازه می کشد
دستان آسمان
چرک تن درختان را فرو می شوید
سفیر زمستان
با تردید
بر کوبه ها
انگشت می زند
...
**یادداشت
جهان جنون زده ی کنونی هنوز به آن چنان مرحله ای از تمدن و فرهیختگی نرسیده که از امکانات انسانی/ مواد و فناوری های گوشه و کنار کره ی زمین، در راستای سعادت تک تک اهالی دهکده ی کوچک جهانی استفاده نماید.
![]()
***خورو نوشته ها
Farvahar (پراید تهران، با آرم اهورامزدا)
هه لوی مه وران(کامیون کرمانشاهی)
یَل اُم البنین، عباس ( اتوبوس خصوصی شهری، کرج)
ستاره شب/ جان کربلا (اتوبوس تهران شمال)
خوزستان ( اتوبوس )
یا امام زاده سادات (اتوبوس، عسلویه)
یا الله (روی دستگیره سمت راننده کامیون)
****روزی روزگاری شهری که دوستش دارم...
دوباره سلام هفتکل!
روح یک شهر در کجا حضور دارد؟
زندگی در کدام سمت از شهر بهتر می تپد؟
این چه مغناطیسی است که دست از سر تو برنمی دارد؟
هر جا بروی با تو ست؟
در خواب ها ترا به کودکی خوشبختی ت باز می گرداند و شراب بی خیالی از داشته ها و نداشته هارا در کامت می چکاند؟
کلانتر گلشن حالا پیر است ...می روم نزدیک تر.
- این پسر بچه کیه؟
آ زاهد حستپور نیست که هم چنان شوخ و بی خیال با سیگار همیشه اش لای انگشتان زرد، لبخندی بزند و بگوید:
- جناب سرهنگ نگو پسر بچه...این تیله سید نامه نویس شهره...درس خونه و کاری به کار اعلیحضرت نداره... فقط درس می خونه...
کلانتر پیر نگاهم می کند. فشار خون و سکته های خفیف پی در پی او را از پا در آورده است...
- این پسر بچه کیه؟
- آقا حالتون چطوره؟
- تعریفی نداره...
- آقا از هفتکل چه خبر؟
- چی؟
سرهنگ پیر تکانی می خورد. چروک های زرد صورتش گُر می گیرد. آتشی فروزان در آسمان شفاف چشمانش زنده می شود.
انگار جانی دوباره یافته، خون به گونه هایش می جهد:
- هفتکل؟! چی میگی پسر! دست از سرم بردار...خواب آشفته ام را بیش ازین به هم نزن...
انگار چشمانش به اشک نشسته... زل می زند به چشمانم.
- آخ آخ آخ... هی...دریغ ای جوانی بر باد رفته....ای شهر رویاها کجایی!
- آقا کمی از همین خوشی های از دست رفته بگو...
لبحندی بر لبانش نقش می بندد.
- چرا نمی شینی؟ چی می نوشی؟
باد خنکی که در این دور دست می وزد بوی کُنارهای رسیده ی هفتکل را می دهد.
همهمه ای هیاهو می شود. گردبادی از صداهای از دست رفته ی کوچه های جاروکارا اوج می گیرد، به هم می تند و پیش می آید...
- که گفتی هفتکل! داغم را تازه نکن بچه شیطون!
ادامه دارد...
*****آموزش زبان انگلیسی
یک آزمون (1)
Pronunciation
60 کلمه ی زیر را باید سریع و صحیح در کمتر از 1 دقیقه ( دست کم 40 ثانیه) بخوانید.
پس از آن که از سرعت و صحت عمل خواندن خود اطمینان حاصل نمودید، واژه ها را در 5 دسته تقسم بندی کنید. کدام واژها صداهای: فتحه/کسره/ ضمه/ آ/ ای/ می دهند.
plan, pall mall, wall paper, again, crack, ship, n, pay, hack, address, pail, lace, lip, lamp, across, Bill Clinton, bitch, beach, past, paste, dad, doll, manage, trap, Pete, cost, call, hat, hot, lack, lock, j, fair, farce, fall, fill, fail, flame, key, k, kit, crane, fax, frame, bit, beat, match, much, track, standard, attract, scale, jazz, this, these
پاسخ های خود را به این نشانی بفرستید و امتیاز خود همراه با شرح اشکالاتتان را دریافت نمایید.
نشانی الکترونیکی برای دوستانی که هنوز موفق نشده اند پاسخ های خود را ارسال دارند:
hh2kh@hotmail.com
ادامه دارد.
![]()
****** گفته ها
شهرت گذرا، اما گمنامی ابدی است. ناپلئون
شايعه، هنر گفتن هيچ چيز به شيوه اى است كه همه تصور كنند هيچ چيز ناگفته نمانده است.
والتر وينچل
آه ازین قوم ریایی که در این شهر دروغ
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
دوگروه می توانند جهان را تغییر دهند: آنان که رنج می برند و می اندیشند و آنان که می اندیشند و رنج می برند. ویکتور هوگو
دستهایی که کمک می کنند، مقدس تر از لب هایی است که دعا می کنند. کوروش کبیر
![]()
![]()
امروزچهار شنبه
13 شهریور 1387
در این روزنامه
*آخرین خبر
کلاغ های پارک لاله عمگینند
اما
قار قار رادیوها
تلویریون ها
موبایل ها
شبکه ها
کلاغ های ساکت پارک پایتخت
اما
شعارها/ اندرزها/ ارعاب
شب نامه های مردان تقوا علیه هم
خطابه های خفقان
کلاغ های خاموش شهر موش
آرام آرم
کلاغ کودکی
بدین سو که من پشت حصار ایستاده ام
می آید و با ترس خبر می دهد
یکی از هم نوعان شما
جوانی جویای کار
از گرسنگی یک هفته است که مرده با دهان باز
و دستانی ترک برداشته با تکه ای نان...
کلاغ ها بی صدا
اما
قار
قار
کلانتران
عربده ها
خمیازه ها...
![]()
**یادداشت
رفتگری هم چنان دستکش در دست، گوشی تلفن عمومی را چنگ زده دارد با کسی در آن سو، بر سر خانه بدوشیش حرف می زند...
لندهور شکم گنده ای که از زانتیایش بیرون می آید، بی خیالِ پایتخت، خلط مبارک گلویش را شلیک می کند بیرون...
زنی که برای خریدسبری بیرون زده اما آرایش شب او برق می زند، به راننده ی تاکسی اعتراض می کند که: داری زیاد می گیری... حرومت باشه...
راننده هم جواب می دهد: خانوم این صدتومن نه منو قارون میکنه و نه تو را گدا... و تازه:
اولندش: کاش برای حقوق اجتماعیت هم این قدر حساسیت به خرج می دادی...
دومندش: آیا شما خانوما هنگام خرید سرخاب ماتیک هم اینقدر چونه م زنین؟
و چنین است که تهران روزش را می اغازد...
***خورو نوشته ها
End Parvaz همراه با نقش یک عقاب (وانت، گرمدره- کرج)
یاشاسین آذربایجان ( وانت کرج)
سی یو لییتر ( وانت ، کرج)
Daracula/Timberland ( برچسب روی شیشه عقب پیکان)
Shayan cantin
Ya alla
تصویر امام علی(ع) پشت تاکسی
****روزی روزگاری شهری که دوستش دارم...
دوباره سلام هفتکل!
روح یک شهر در کجا حضور دارد؟
زندگی در کدام سمت از شهر بهتر می تپد؟
کودک سال های 40 می رود سراغ زنده های اکنون، می پرسد:
- آقا مصطفا قریب حالت چطوره؟ شهرت تو کجاست؟ قلب تو کجا می تپد؟
فرهنگی مرد خسته ی سالیان که زمانی دغدغه درس و مشق بچه های مردم را داشت و کار دومش رسیدگی بی مزد و مواجب به امورات ورزش شهرش بوده، سیگاری روشن می کند. نگاهی عمیق به من می اندازد. سکوت می کند. نمی دانم بغض کرده و یا "حرفش نمی آید"...
- آقا پسر برو این پرسش را از مرد خدا، حاج آقا آل علی بپرس ....
می روم پشت در خونه ی آقا، زنگ می زنم...می گویند حاج آقا ناخوشه زمین گیر شده... پسرک می دود از شاهین شهر به اهواز، از زیتون کارمندی به کرج ...
- آقا اومدم سراغ خدارحم حلیمی... میگن کرج رندگی می کنه... کلی حرف برای گفتن داره...
- پسر، خدارحم کجا تو کجا! دیر اومدی... شاید میخوای خدارحم حسینی را ببینی، نه؟ همون که با خشنودی نمایش بازی می کرد و همیشه می گفت:...جوانی حلاوت دارد... اما اندازه دارد...
- اگه اونه بخوام ببینم، پس خان دلها – حجاب کو؟ یدولا طهماسبی و جوانبخت کو؟ هان؟ عبدورحیم فلوتی کجاس حالا
- کجان؟
و او از عظیمیه می پرد به ناکجا آباد جایی که همه ی مردان و زنان آن سالیان حضور دارند...
کلانتر گلشن نگاهی به پسرک می اندازد که گوشه ی مغازه ی حسنپور ایستاده . زل زده به آن ها.
- این کیه خان؟
حسنپور که دارد لیوان را برای رفع تشنگی به سوی سرهنگ دراز می کند، با خونسردی جوای می دهد:
- این پسر؟!
- آره! انگار منو می شناسه...
- این پسر شاهد و گزارشگر این شهر نفریت شده س...
- اسمش چیه؟
حسنپور سری تکان می دهد و بعد از پسرک می خواهد خودش حرف بزند.
حالا پسرک هست و حسنپور و کلانتر گلشن و نازالیا بیرون از مغازه که مشتاق و منتظر زل زده به همه ی آن ها...
ادامه دارد...
![]()
*****آموزش زبان انگلیسی
یک آزمون (1)
Pronunciation
60 کلمه ی زیر را باید سریع و صحیح در کمتر از 1 دقیقه ( دست کم 40 ثانیه) بخوانید.
پس از آن که از سرعت و صحت عمل خواندن خود اطمینان حاصل نمودید، واژه ها را در 5 دسته تقسم بندی کنید. کدام واژها صداهای: فتحه/کسره/ ضمه/ آ/ ای/ می دهند.
plan, pall mall, wall paper, again, crack, ship, n, pay, hack, address, pail, lace, lip, lamp, across, Bill Clinton, bitch, beach, past, paste, dad, doll, manage, trap, Pete, cost, call, hat, hot, lack, lock, j, fair, farce, fall, fill, fail, flame, key, k, kit, crane, fax, frame, bit, beat, match, much, track, standard, attract, scale, jazz, this, these
پاسخ های خود را به این نشانی بفرستید و امتیاز خود همراه با شرح اشکالاتتان را دریافت نمایید.
ادامه دارد.
امروزسه شنبه
12 شهریور 1387
برابر با یکم رمضان 1429
![]()
![]()
![]()
*آخرین خبر
کُلنی های پیروزمند زنبوران
هم چنان ما را
گنج ها
عسل می خورانند
اما
ناکارآمد
جانورانی دوپا
که نام آدمی را آلوده اند
جنگ و ننگ
رنج و
مرگ
می افرینند...
![]()
**یادداشت ها
1. صد مژده که ماه رحمت آمد...
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است/ آری افطار رطب در رمضان مستحب است...
ماه رمضان بر مسلمانان مبارک...
امید است روزه داری هم وطنان مسلمان به تحقق نیات و آرزوهایشان بیانجامد. طاعات و عبادات قبول.
اما چند نکته ی ناگزیر که نتیجه ی بررسی های اجتماعی است. غافل نمانیم که شماری از خودی ها و خارجی ها در خفا به انتقاد از روزه داری بعضی از هم شهریان و همکاران ابراز داشته اند و گاه به سید از همه جا رانده ای ابراز می دارند.:
- ماه رمضان، فرصتی برای خودسازی است. از ریا و دروغ بپرهیزیم.
- به یاد گرسنگان و به ویژه کودکان و مادران بی چیز باشیم و سهمی از خوان گسترده ی سفره افطاری هامان را با آن ها قسمت کنیم.
- پس از افطاری مسواک بزنیم تا بوی گند دهانمان همه را فراری و به طعن و لعن نکشاند...
- از تنبلی، کم کاری، بداخلاقی در این ماه بپرهیزیم که همه ی این افعال سیئه را به حساب اسلام می گذارند و ما بدهکار درگاه حق. بیچاره رهروی که عمل بر مجاز کرد...
2. نشانگان نسل جدید خانواده های نوکیسه: چاق، تنبل، دارای ضریب هوشی پایین، ترسو... منفعت گرا/ جویای رابطه تا ضابطه، عصبی و فردگرا...
موجودی با این خصوصیات تاب توان چالش های پرشتاب و نیرومند هزاره سوم را نداشته به راحتی در حال محو و انقراض است. فاعتبروا یا اوالابصار...
3. مخالفت های کنونی در سطح فوقانی حاکمیت بیشتر بر سر لحاف ملت( ببخشید ملا) است تا مبرم ترین ضروریات جامعه...اما انتقاد و اعتراض دگر باشان( بیرون از حریم) در راستای رفع کاستی های و به نفع کل کشور و آسایش تک تک شهروندان است. پس نتیجه می گیریم:
- دیدگاه منتقد حکومت، کارشناسی و به دور از اغراض و منافع شخصی است.
- حاکمیت مردم سالار مستقل و خادم، برای حفظ بقای خود، زمینه ساز انتقاد و رونق دگراندیشی است.
- روند سازندگی یک دولت بهزیست، چالش با مسائل مقتضیات زمان است که انتظارات نوبه نوی اقتصادی فرهنگی فرارویش می نهد.
- تاریخ گزارش داده است که هر حکومت معاند با واقعیت های اجتناب ناپذیر بالا، زمینه های غفلت، سردرگمی و سرنگونی ناگهانی خود را به وسیله ی عوامل مَحرَم و موافق خوان خود فراهم ساخته است.
***خورو نوشته ها
فلک از کودکی درس غم آموخت (باربری مرکزی تبریز)
ایحجتخدا (کامیون کاوه، کرج)
بیا مهدی شب هجران سحر کن (طاق آماده نصب وانت، آبیک)
بیمه ی ساقی کربلا ( پراید مسیر تهران کرج)
چرا خوبان زود می میرند؟ ( کامیون اهواز تهران)
نوش! (وی باک کامیون)
****روزی روزگاری شهری که دوستش دارم...
دوباره سلام هفتکل!
گفته آمد که برای آشنایی با یک شهر و در اینجا، هفتکل لازم است با تاریخچه و ذهن و زبان آن آشنا باشیم. نام هایی چون چرچیل و جیکاک و اصطلاحاتی مانند: "فلوت زدن"، و یا معانی و ناریخچه ی واژه های انگلیسی جا افتاده در گویش محلی (بختیاری) اهالی؛ به عنوان نمونه: تانکی ( tank )، لینا ( lane) ، فیس( face)و اِم پی ( MP=military police) را اگر ندانیم، نمی توانیم روح آن زمان را درک نماییم... هنوز هم اهالی اصیل و قدیمی این شهر آن ها را بکار می برند. هر شخص دغلکار
از نظر آن ها "جیکاک است...
فردا با هم سری به درون دکان آ زاهد حسنپور می کشیم تا ببینیم دیدار کلانتر گلشن با او به کجا انجامید..
*****آموزش زبان انگلیسی
ENGLISH THIS WAY!
A NEW COURSE
For
Mastering English
As
A
Foreign Language
(First Part)
درس نخست (لٍسٍن وان) Lesson One
حروف الفباي انگليسي
(A
مقدمه ـآشنائي:
پيش از معرفي حروف الفباي انگليسي، بيائيد با املاي انگليسي چند واژة انگليسي رايج در زبان پارسي آشنا شويم:
post, radio, telephone, telegraph, photo, address, tele-cabin, fax, monitor, case, chat, paste…etc.
پست، ریديو، تلفن، تلگراف، فوتو، ادرس، تلهكبن,فکس, مانه ته, ک ی س, چت, پ ی ست … و غیره
حالا، كاري نداريم كه چرا اين كلمات اينطور نوشته ميشوند. فقط ميخواستيم با اين نمونهها نشان دهيم كه ما تا حدي بدون آنكه خودمان بخواهيم با زبان انگليسي آشنا هستيم.
بيائيد براي شروع، برابرهاي چند حرف بيصدا را ياد بگيريم. در كلمة post، سه حرف بيصداي پ ـ س ـ ت را ميشنويم، يعني: پ = p، س = s ، ت = t، همينطور در radio : ر = r، د = d و telegraph : ل = l، گ = g، ف = ph و telephone : ن = n و telecabin : ك = c، ب = b
اكنون با اين آشنائي مختصر، ميرويم سراغ حروف الفباي انگليسي. در زبان انگليسي 26 حرف وجود دارد. همانطور كه در جدول زير ميبينيد پنج حرف a ، e ، i ، o و u كه به حروف صدادار معروف هستند، حركتها و امكان وصل حروف ديگر ـ يعني حروف بيصدا را بوجود ميآورند.
پیام های شما را دارم می خوانم و فردا به آن ها و بویژه در باره ی این کلاس زبان پاسخ خواهم داد.
ادامه دارد
![]()
امروزدو شنبه
11 شهریور 1387
*آخرین خبر
پیرمردی زنبیل در دست
که
اکنون سراسیمه
و
سرگردان
پای ستون فروشگاهی شیک
در انتظار دریافت اجناس کوپنی
ضریح می بندد
دبیر سال های کودکی "علم بهتر از ثروت" شماست...
**یادداشت
1. آیا می دانستید شاهان، امیران، رهبران و قدیسان ، دستکم 3 بار در روز جیش می کنند. گاهی هنگام دفع مدفوع مبارکشان ، آن چنان زور می زنند که بر پیشانی نورانیشان عرق جمع می شود؟
2. رکن بنیادین خوشبختی را چه چیزی تشکیل می دهد؟ لذت یا رنج؟ تا چه حد دانسته های خود را بکار می بندیم؟ می دانیم شکر مضر است، اما افراط می کنیم؛ بخصوص وقتی مجانی یا در مراسم اداری به خوان نعمتی می رسیم....همه ی اموراتمان همین طور است...
![]()
***خودرونوشته ها
Bad Boy (اتوبوس ولوو)
ای دهنده ی بی منت(سمند کرج)
صل علی محمد...(پشت شیشه عقب تاکسی، قم)
یا زهرا...(پیکان 78)
یا ابوالفضل (پراید)
برچشم بد لعنت/ ماشاالله (کامیون مهربار، ونک تهران)
****یاد اون روزا به خیر!
دوباره سلام هفتکل!
زمان: نزدیک به نیم قرن پیش از این
مکان: دالانی در طبیعت: "دشت بهار" که از لابلای لاله های خونینش نفت فوران زد...
بخش هایی از فصل ۱۳
پیش از ادامه ی داستان - هم چنان که کلانتر گلشن و آ زاهد حسن پور در حال اختلاط و نوشانوئش هستند
:
جاسوس انگلیسی:
رمال کهنه کار
صحنه گردان منافع بریتانیای کبیر
و از عوامل سلطه ی غرب بر منافع نفت ایرانی
سرهنگ معروف به "سید جیکاک"
سرهنگ«جيكاك» مأمور اطلاعاتي بريتانيا، در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در ايران نقش زيادي را در جهت منافع كشورش ايفا نمود. جيكاك با خاتمه جنگ جهاني دوم به استخدام شركت نفت ايران و انگليس درآمد. مي گويند كه حكومت واقعي مناطق نفت خيز در دست او بود.جيكاك اغلب اوقات خود را در ميان عشاير بختياري مي گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در يادگيري زبان در مدت بسيار كوتاهي توانست زبان فارسي و از آن مهم تر گويش بختياري را همچون زبان مادري خود يادبگيرد . به حدي كه تشخيص او از غير بختياري ها بسيار مشكل بود . خصوصاً اينكه با شگرد هاي خاص تفاوت ظاهري خود را نيز بوسيله گريم هاي مداوم با چهره بختياري ها به حداقل مي رساند و البته چنانچه حكايت مي كنند آنقدر بر زبان و گويش و تاريخ و فرهنگ بختياري مسلط بود كه چنانچه كسي نيز مي خواست از ظاهر او به خارجي بودنش مشكوك شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او يقين پيدا مي كردند كه وي بختياري است ! جيكاك علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمينه يادگيري و تطبيق با محيط برگ برنده ديگري نيز داشت و آن شوخ طبعي ذاتي وي بود!
نام جيكاك براي مردم مناطق نفت خيز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسليمان و عشاير بختياري نامي آشناست . نامي كه به نمادي در نيرنگ و حيله گري آنهم از نوع انگليسي تبديل شده و حتي امروز نيز معمولاً به كساني كه به نيرنگ و مكر و حيله و البته سياستمداري از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جيكاك مي دهند !
در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت، سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند. به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود .
اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا می کرد و آخرش هم روضه امام حسین (ع) می خواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند، ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! اگر علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید . عمامه نمی سوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان می کرد و ادعای سید بودن خود را تکرار می نمود! در ضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت، چون عمامه آنها در آتش می سوخت! از اینجا بود که او به "سید جیکاک" معروف شد..
به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود :
"تو که مهر علی مِن ِدلته نفت ملی سی چنِتِه"
" یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی "
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو می کردند.
ادامه دارد
![]()
نگو من و تو کمیم
من و تو این همه ایم
نه تو تنها نیستی... نه تو تنها نیستی...(گوگوش)
۱۰/۶/۱۳۸۷
در این روزنامه
*یک
دنباله ی مطلب جیکاک
- از ديگر حكايات جيكاك عصاي معروف است كه با آن معجزه مي كرد و وقتي آنرا به بدن كسي مي زد به آن شوك عجيبي منتقل مي شد! جيكاك مدعي بود عصاي او بهترين وسيله براي تشخيص حلال زاده بودن افراد است و با همين شگرد بسياري از كساني را كه به دليل مختلف مي خواست از وجهه اجتماعي و قدرت بيندازد ، تخريب مي كرد ! بعد ها فاش شد كه در عصاي معجزه آساي مستر جيكاك جز يك پيل خشك الكتريكي و يك مدار ضعيف انتقال برق هيچ چيز وجود نداشته و جريان ضعيف برق باعث انتقال شوك الكتريكي به افراد نگون بختي مي شده كه مستر جيكاك هنگام تماس عصا با آنها ، دكمه وصل جريان را فشارمي داده !!
**دو
خواندنی ها
۱
دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم
پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می
نشست که برای من مظهر تمام چیزهای
چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل
؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه
سیگار می کشید و سوم - که از همه
تهوع آور بود- اینکه در آن سن و
سال، زن داشت
چند سالی گذشت یک روز که با
همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر
قوی هیکل ته کلاس را دیدم در
حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و
کچل شده بودم و تازه فهمیدم که
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای
بد دیگران ابراز انزجار می کند که
!...در خودش وجود دارد
۲
خدایا چرا من!؟
"آرتور اشی" قهرمان افسانهای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلودهای که در
جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر
مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامههایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از
طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد او در جواب
گفت:
در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می
گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می
گیرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50
نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی میرسند و
دو نفر به فینال... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز
نگفتم خدایا چرا من؟ و امرز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم
خدایا چرا من؟
![]()
امروز
شنبه
9 شهریور 1387
*آخرین خبر
آقایان!
مادرمان
جایی در همین نزدیکی ها
مثلن در ورودی میدان شلوغ شهرستان کرج
در لابلای خودروهای خسته و خشمگین
دارد
خیس و گرسنه
زندگی را
گدایی می کند...
**خودرو نوشته ها
چند نکته ی دیگر در باره ی خودرو نوشته ها
1. در این روزنامه ی ملی، تا آن جا که این حافظه ی فردی یادش بماند، هر خود رونوشته را فقط یک بار به ثبت می رسانیم. میزان بسامد و تحلیل جامعه شناختی آن می ماند برای مجال و مقالی دیگر.
2. نتیحه ی گشت و کاوهای چند روز اخیر این جانب در شهر تهران بیانگر آن است که:
- جنوب نشینان بیشتر حال و هوای خودرونویسی دارند تا شمالیان و مناطق مرفه.
- نماد ها و نقش ها را هم به نوعی باید در گستره ی "خودرونویسی" به حساب آورد.
- نسل جوان حاضر ( و بیشتر پولدار) گرایش اندکی به خودرونویسی دارند...
این شما و این هم ره آورد خیابانی:
وقتی که تو رفتی...( 18 چرخ، کرج)
Pioneer (روی شیشه ی عقب پژو، تهران)
یا قمر بنی هاشم ( وانت داربست فلزی...)
Hoi ( پژو پارس)
ببوسم خاک پاک جمکران را...(وانت زامیاد حمل بار)
***یادداشت ها
1. به دوست اروپایی فرهیخته ام گفتم: تاریخ از رنج و نفرین جنگ های بهره کشی شما اروپایی- آمریکایی ها نیاسوده؛ و درواقع ریشه ها و علل قتل و غارت های بشری توسط دولتمردان سوداگرتان صورت گرفته است.
در واقع، جنگ ابزار تسلط تمدن باختر زمین بوده است.
جالب است که دولت های دروغ ، ایرانی را وحشی و وحشت آفرین( تروریست) معرفی می نمایند!
2. یک از مدیران ایرانی "قدیمی" موفق، تجربه و ترفند خاصی در استفاده از دیدگاه های انتقادی و چالشی همکاران خود دارد. ایشان بر این باورند که: راز توسعه ی پایدار کشورهای پیشرفته ی اروپایی، ژاپن و چین، آمریکا و شماری از کشورهای آسیایی در زبان تفاهم است. اگر بپذیریم که: هیچ چیز آن قدر کامل نیست که نشود آن را تکمیل نمود زمینه ی همگرایی در راستای بهرمندی از دیدگاه های مخالف اما مثمر فراهم می شود.
****رمان "دوباره سلام هفتکل!"
زمان: نزدیک به نیم قرن پیش از این
مکان: دالانی در طبیعت: "دشت بهار" که از لابلای لاله های خونینش نفت فوران زد...
پیش از ادامه ی داستان - هم چنان که کلانتر گلشن و آ زاهد حسن پور در حال اختلاط و نوشانوش هستند ...
و در راستای پرسش های تنی چند از کاربران این وبلاگ، برای آن که در جریان شماری از زمینه ها و علل واپس ماندگی شهرهای "نفتزده" قرار بگیرید و محیط داستان را به خوبی احساس نمایید؛ در این جا شما را با یکی از عوامل استعمار که نقش تعیین کننده ای در واپس ماندگی حوضه های نفتی 0به عنوان نمونه: شهرهای هفتکل / مسجدسلیمان / آبادان / آغاجاری و گچساران داشته اشنا می سازیم:
جاسوس انگلیسی:
رمال کهنه کار
صحنه گردان منافع بریتانیای کبیر
و از عوامل سلطه ی غرب بر منافع نفت ایرانی
سرهنگ معروف به "سید جیکاک"
نام جيكاك براي مردم مناطق نفت خيز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسليمان و عشاير بختياري نامي آشناست . نامي كه به نمادي در نيرنگ و حيله گري آنهم از نوع انگليسي تبديل شده و حتي امروز نيز معمولاً به كساني كه به نيرنگ و مكر و حيله و البته سياستمداري از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جيكاك مي دهند !
جيكاك در راه جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بكار برد. او علاوه بر تشويق بختياري ها به بي توجهي به ملي شدن صنعت نفت، كوشش نمود تا در كار هيئت خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس خلل ايجاد نمايد. به گفته ي حسين مكي به هنگام عزيمت هيئت خلع يد به آبادان، جيكاك تصميم گرفت عده اي را تحريك كند تا اتومبيل اعضاي هيئت را از روي پل بهمن شير به داخل رودخانه بيندازد اما اين توطئه ناكام ماند. سرانجام دولت ايران كه به كارشكني و اخلال جيكاك در امر ملي شدن صنعت نفت پي برده بود وي را از ايران اخراج نمود.
حكايتهاي زيادي از حضور سرهنگ جيكاك كه بعدها به "مستر جيكاك" و در اواخر حضورش در ايران به "سيدجيكاك" معروف شد نقل مي شود كه در زير به چند نمونه اشاره می شود:
1- جيكاك در اوايل حضورش در شركت نفت ايران و انگليس به عنوان سرپرست يك دكل حفاري مشغول به كار شد. يكروز يكي از كارگران محلي از بالاي دكل به زمين افتاد و درجا مرد. افراد محلي كه از فوت فاميلشان به شدت عصباني بودند و جيكاك را مسئول اين واقعه مي دانستند بسوي او حمله كردند. جيكاك كه مرگ را در يك قدمي خود ميديد ناگهان به سمت دكل حفاري حمله ور شد و شروع كرد به زدن دكل با مشت و لگد. مردم محلي كه شگفت زده بودند ناگهان ايستادند جيكاك كه مردد شدن مردم را ديد و فهميد انگار نقشه اش گرفته شروع كردن با سر به دكل كوبيدن و فحش دادن كه " نامرد تو برادرم را از گرفتي" و از اين گونه صحبتها... نقل مي كنند كه چند دقيقه بعد مردم دوباره به سمت جيكاك دويدند ولي اينبار نه براي زدن و انتقام گرفتن بلكه براي دلداري دادن به او و جلوگيري كردن از كوبيدن سرش به دكل!
ادامه دارد
*****درپناه ادبیات
لبخندت را دوست دارم
فراتر از لبانت
جضورت را
بیشتر ازتنت ...
می ستایم
آفربنشی را
شگفت
که با نام
تو
معنا می یابد
![]()
******آموزش زبان انگلیسی
ENGLISH THIS WAY!
A NEW COURSE
For
Mastering English
As
A
Foreign Language
(First Part)
درس نخست (لٍسٍن وان) Lesson One
حروف الفباي انگليسي
(A
مقدمه ـآشنائي:
پيش از معرفي حروف الفباي انگليسي، بيائيد با املاي انگليسي چند واژة انگليسي رايج در زبان پارسي آشنا شويم:
post, radio, telephone, telegraph, photo, address, tele-cabin, fax, monitor, case, chat, paste…etc.
پست، ریديو، تلفن، تلگراف، فوتو، ادرس، تلهكبن,فکس, مانه ته, ک ی س, چت, پ ی ست … و غیره
حالا، كاري نداريم كه چرا اين كلمات اينطور نوشته ميشوند. فقط ميخواستيم با اين نمونهها نشان دهيم كه ما تا حدي بدون آنكه خودمان بخواهيم با زبان انگليسي آشنا هستيم.
بيائيد براي شروع، برابرهاي چند حرف بيصدا را ياد بگيريم. در كلمة post، سه حرف بيصداي پ ـ س ـ ت را ميشنويم، يعني: پ = p، س = s ، ت = t، همينطور در radio : ر = r، د = d و telegraph : ل = l، گ = g، ف = ph و telephone : ن = n و telecabin : ك = c، ب = b
اكنون با اين آشنائي مختصر، ميرويم سراغ حروف الفباي انگليسي. در زبان انگليسي 26 حرف وجود دارد. همانطور كه در جدول زير ميبينيد پنج حرف a ، e ، i ، o و u كه به حروف صدادار معروف هستند، حركتها و امكان وصل حروف ديگر ـ يعني حروف بيصدا را بوجود ميآورند.
ادامه دارد
![]()
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
...
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
| تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی |
...
یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی
![]()
از روز شنبه نهم شهریور ۱۳۸۷
در این روزنامه خواهید خواند:
*آخرین خبر
**یادداشت ها
***خودرونوشته ها
****رویدادها
***** دوباره سلام هفتکل!
******کلاس زبان انگلیسی رایگان
توسط استاد انگینوس روراپا که به مدت ۳ ماه
در ایران حضور خواهند داشت وبا روش FCR
خود که معروفیت جهانی دارد، در کوتاهترین زمان ممکن
شما ر آموزشمی دهند...ا
*******در پناه ادبیات
با بدرودی به امید درودهای دیدار همیشه![]()
در این روزنامه
*آخرین خبر
در ختان
شادمان
نفس می کشند
دستان را
برای پرندگان
ترانه مي خوانند
و در شگفت
از اندوهان آدمی
آه مي كشند
سر تکان می دهند...
![]()
**یادداشت
شهر شتاب در سکون، ناگفته هاي بسياري در دل دارد.
تهران، ورم كرده و بي باور، هر روز صليب بتي تازه را بر دوش مي كشد.
تهران، نام و ماهيت خود از دست داده، هر پگاه به خواب مي رود.
...، تهران، زبان همدلي موجوداتش را نمي داند. فقط يك واژه گذر اعتبار دارد: پول.
تهران ايستاده مي دود.
تهران ايستگاه بيگانگي است.
به ان جا كه مي رسي،
در توفقگاه تفاهمش
زودترين بليط براي فرار به سرزمين عاطفه را تهيه كن...
!
!
!
!
؟*؟*؟
![]()
***خودرو نوشته ها
امپراتور ( ژيان)
خداوندا آرامشي...( پيكان، كرج)
بر چشم بد لعنت (وانت كرايه)
ماشاءالله...( اتوبوس تهران ساري)
![]()
****دوباره سلام هفتكل!
كلانتر نشسته در برابر حسنپور مي شنود كه رند لاقبا مي پراند:
بنازم به بزم محبت كه آن جا/ گدايي به شاهي مقابل نشيند...
خيسي لبانش را با پشت دست مي سترد.
- خان از چي اين شهر خوشت مياد؟
خان لبخند مي زند و خونسرد تكرار مي كند.
- جناب كلانتر! هفتكل بويي داره كه جون آدمو اسير افسون خودش مي كنه...
- از كجاش بيشتر خوشت مياد؟
- از تُل عاشقي در غروب پاييزيش... وختي دو دلداه بر بلنداي آن نشستهة با زبان نگاه به هم مي گويند: زندگي يعني مكان در ثانيه هاي التهاب...
ادامه دارد...
![]()
امروز
دو شنبه چهارم شهریور 1387
در این روزنامه
*آخرین خبر
در میان بسیار شماره
پیش پا افتاده و پیر
که کارمند و
کارگر نام دارند
از میان آن ها
زن ماشین نویسی را می شناسم که
جوانی و جاذبه اش را
در لابلای چرخه های ماشین تحریر
جا گذاشت و اکنون
با حافظه ی delete شده
بی یادمان
و
آرمان
در گوشه ی سرای کپک زده ی سالمندان
بی کس
مرگ خاموشی را
به تنهایی
زندگی می کند.
** یادداشت ها
1. روانت شاد مش ابول قاسم هفتکلی
42 سال پیش که شب مانده ای شتابان در گاراژ خالی و خلوت بختیاری اهواز به بن بست می رسید و نمی دانست چگونه خود را به هفتکل برساند، ناگهان مش ابول قاسم از راه می رسید و بی آن که حرف پول در میان باشد، به او قول می داد که تا چند دقیقه ی دیگر راهی "دشت بهار" می شود و او را به خانه می رساند...
"مش ابول قاسم" های آن سالیان از دست رفته ی نان حلال خور، به خوبی می دانستند که:
پول ارباب بدی است و خدمتکار خوبی...
این نسل منقرض آزاد وار زیستند و با کار حال کردند. آن ها بنده ی اراده ی خود بودند...
مهندسان و مدیران انگلیسی از نظم، درستکاری و سخت کوشی "مش ابول قاسم" ها، خاطره ها به یادگار گذاشته اند...
از او باز هم خواهم گفت، چرا که:
کار مردان روشنی و گرمیست/ کار دونان حیله و بی شرمیست...
2. تعاریف جدید
یکی از همکاران اندیشمندم- "عارف باغبون" که سال ها با او در شرکت عظیم اما پرخرج و زیان ده " عمران و سعادت" خوزستان کار کردم، واژگان خاص خود را دارد.
او به سمینار می گوید: "سی نهار" و:
مرید یعنی مدیر/ امیرجنسی = ئی مرجنسی / و از نظر او:
کارمند به معنیِ :
گدای با عزت است، چون از دهم ماه که حقوقش را گرفت و شروع کرد به ادای قرض و قوله ها؛ دوباره برای ادامه ی بقا، می افتد به پول قرض کردن از خواهر و مادر زن/ بقال محله/ قلک بچه های خودش و هر که را بشناسد و رویش را بکیرد...
و او همیشه شعر معروف "نسیم شمال" را تکرار می کند:
ما ملت ایران همه با هوش و زرنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم
!
***خود رو نوشته ها
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی/ کاش هرگز که نیفتد به کسی، کار کسی...(روی داشبورد تاکسی در اهواز)
دنبال من نیا مثل من میشی! ( تاکسی " فلکه ساعت" به "پردیس"
ریح الشمال (تاکسی اهواز)
عشق بهتر، درد کشیدنه ( وانت خرمشهر)
****دوباره سلام هفتکل!
پسرک هم چون نفرین شده هایی ست که تا دم مرگ، کابوس های شهر نفت زده اش رهایش نمی کند...
نازالیا/ کارگران نگران تعطیلی/ راسته ی بازار/ سواران بی اسب بختیاری...و رویاهای سراب...
- مرد جوان با تو هستم...
- آ قدرت با من هستید؟
- بله، تو...میدونی حالا ساعت چنده؟
- نه...
- 40 سال از هجرت عاطفه...
- بلند شو... میدونی کجا ایستادی؟
- نه... میون قبرستون...
چشم ها را تا آن جا که توان دارم می گشایم...
کلانتر گلشن نیست. حسنپور دکان را بسته و دارد سلانه سلانه، سر بالایی توف شیرین را طی می کند...
ملا ممد... ارشدی... لال احمد... جغله رومز...سیاه هرمزی...
دستی پیش می آید و پیشانی داغ خاطره هایم را می فشارد...بر چشمانم مرهم بینایی می پاشد.
- نازگل تویی؟
ادامه دارد
![]()
امروز
یک شنبه سوم شهریور 1387
در این روزنامه
![]()
* آخرین خبر
دیشب
موش های پایین شهری که
به میهمانی
بر سر سفره ی گسترده ی خویشان شمال شهریشان
خوش گذرانده بودند
در بازگشت به خانه هاشان در جنوب
همراه خود
تکه های گوشت
پاره های پنیر
و
مقدار زیادی محبت را
برای کودکان گرسنه ی انسان
به ارمغان آوردند...
** یادداشت
روانت شاد مش ابول قاسم هفتکلی...
در همان مسیر فرودگاه مهرآباد تهران که پیاده می رفتم، راننده ی های شکاری؛ نیش ترمزی می زدند، با نگاه پرسشگرانه که:
- دربست؟
و وقتی می گفتم:
- من و دربست؟ اصلن به گروه خونی ما نجس های جامعه می خوره که از این ولخرجی ها بکنیم؟
راننده هم آن چنان خود رو را می رماند که دود و خاکش در حلقومم می ماند.
خودروهای دیگر هم همین روند باطل را طی می کردند و من در مسیر خط 11 تهران بی ترحم پیاده راه می سپردم... هیچ کدام نگفتند " حالا بیا سوار شو... خدا کریمه..."
یاد شادروان مش ابول قاسم هفتکلی افتادم که پس از 40 سال کار شرافتمندانه در شرکت نفت هفتکل، وقتی در سال های پایانی زندگیش با بنز مدل 58 خود مسافرکشی می کرد، محال بود در راه مانده ای ( ابن سبیل = hitchhiker ) را سوار نکند...
فردا یادمان هایی از او را با شما در میان خواهم گذاشت...
***خود رو نوشته ها
نگفتمت تنها نرو/شب در کمین نشسته؟
(اتوبوس اهواز عسلویه)
به سلامتی دیوار که پشتم را چون نارفیقان خالی نکرده...
(تاکسی، کرج)
****دوباره سلام هفتکل!
عشق همیشه، نازالیا!
چنانت دوست می دارم
که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و
من
صبر از تو نتوانم (سعدی)
- ناز گل!
او را صدا می زنمُ اما پاسخی نمی شنوم...
او نوه ی آ قدرت بهادری نفتگر بود:
مردی که همراه جورج رینولدز کوه و کمر را در پی نفت ریز پا گذاشت...
آ قدرت که 14 ساله بود وارد شرکت نفت شد و حالا سال های بازنشستگیش را می گذراند، بیشتر اوقات را به مطالعه و نوشتن تاریخ یختیاری می گذراند...
- نازگل، دخترم این کیه ایستاده تو دالون؟
- بابا بزرگ، دوستمه... پسر خوبیه...
- بیا جلوتر مرد جوان...
- نترس! بابا بزرگم ازت خوشش می یاد...
از تاریکی کنج دالان می آیم بیرون.
دستانم بوی معطر دخترانگی نازالیا را می دهد...
می روم.
نگاهش می کنم.
نه!
او حالا آن جا نیست. 40 سال خاک و باد همه چیز را فرسوده...
کوچه ی در گاه پشتی مغازه ی حسنپور رومبیده...
اصلن مغازه ای نیست که حسنپور باشد...
اما نه!
او آن جاست.
روبروی من که کنار میز حسنپور ایستاده ام.
کلانتر نگاهش به نازالیا که می افتد، کوبش قلبم فضا را می دراند...
می ترسم خطری او را تهدید کند.
- آخه نازگل من خیلی زیباست...
ادامه دارد
![]()
امروز شنبه
دوم شهریور 1387
در این روزنامه
![]()
* آخرین خبر
مردان ادعا
فرورفته تا خرخره
در منجلاب حرف
مرداب ها شعار
با داغ های شکست بر پیشانی
بی شرمانه
هنوز
بطور خستگی ناپذیر
حرف می زنند...
** خودرو نوشته ها
Kawboy (ولوو شیراز)
Scorpion (اتوبوس شرکتی)
The best for you (سیر و سفر بوشهر)
تمثال امام علی(ع) روی شیشه پنجره طرف راننده (اتوبوس ایران خودرو)
عاشقتم امام رضا ( بیل میکانیکی، منطقه ویژه)
دست بزن خیانت نکن! ( کامیون خرم آباد)
بخور شکمو! (روی باک 18 چرخ، بروجرد)
الحسود لا یسود (کمپرسی، لامرد)
محمد رسول الله ( سیر و سفر ، شاهین شهر)
*** یادداشت
دیروز خواستم که پرسش های خود را در باره ی یادداشتم؛ با گزارش امروزم مقایسه کنید.
با تشکر از فرهاد و نگاه ژرفش.
گفتم که:
کناره های اتوبان را تکه های پلاستیک کثیف، شیشه های دلِستِر و ته سیگار... مچاله های سیگار و باز هم ته سیگار...پوشش های پلاسیده ی کیک و آدامس... کاندوم های رنگارنگ...و آن چه که در شأن پایتخت ایرانی نیست.
راستی، این همه پسماندها و فضولات خیابانی حاصل حیات چه کسانی است؟
بخش عظیمی از آشغال های کناره ی اتوبان آزادی و در محدوده ی سه راه فرودگاه حاصل حیات تازه به دوران رسیده هایی است که چند صد سال پیش، حضرت حافظ در باره اشان فرمود:
...
یارب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند
گوییا باور نمی دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند
...
این طبقه ی قدیس جدید برخوردار از ثروت های باد آورده که آن ها را از الطاف خفیه می دانند، صاحب برج و باروهای میلیاردی، بهترین خودروها را سوار می شوند، اما فرهنگ زندگی / رانندگی آن ها به سده ها قبل بر می گردد. آن ها راحت طلبند و هر جا اراده کنند می ایستند و نولیدات شکمی و زیر نافی را به سر و روی شهر می ریزند.
آن ها منافع فردی را مقدم بر حقوق اجتماعی می دانند. پسماندها و فضولات خیابانی ( به ویژه در محدوده ی سه راهی تا ورودی فرودگاه) متعلق به مردم عادی- یعنی طبقه ی نجس ها !( البته از نظر آن ها)نیست...
یکی از تناقض های ویرانگر حکومت اسلامی ایران، هنجارگریزی "نودولتان" و ستیز آن ها یا ارزش های سفارش شده در مکتب اسلام است.
منزلت و مقام ضد توسعه ی اجتماعی این "نودولتان" بر کودک و پیر آشکار شده است.
ثروت های باد آورده، مناصب دولتی، امکانات و تسهیلات مدرن در اختیار آن ها با نگره های واپس مانده، رفتارهای قرون وسطایی و اشتهای سیری ناپذیرشان در تضاد است...
نشانگان این ویروس های کشنده بسیار مشخصند...
**** دوباره سلام هفتکل!
فصل ۱۳
آ حسنپور و كلانتر گلشن
خوانديم كه:
شهر هفتكل، دشت خالی از سكنه تا پيش از كشف نفت؛ به دوبخش شركت نفتي با لين هاي سازماني و محله هاي شخصي نشين مانند هوره ، جاروكارا و مهر آباد و حاتم آباد و توف شيرين تقسيم شده بود.
پس از كودتاي آمريكايي- انگلسي ۱۳۳۲ و بگير و ببندهاي فراوان در اين شهر، سكوتي معنادار بر سر مردم سايه افكند.
کلانتر گلشن و مأموران به سراغ حسنپور آمده بودند ...
زنان و مردان به کلانتری و بازار هجوم بردند....
پسرک دور و برش را با دقت کاوید. نه با چشمان، با انگشتان پرسشگر.
انگار روح شهر نفت و نفرین بیدار شده بود.
غربیه که کلت به کمر بسته بود، عرق کرده ، اخمو و بی تفاوت به نگاه خشمگین جمعیت وارد مغازه می شود.
مختار میرانی که از کارگران مغضوب و برکنار شده ی شرکت نفت است، نهیب می زند:
- نترسین...هیچ غلطی نتره بکنه...
رحیمی ( جغله رومز) که هفته ی گذشته در اعتراض به توقف فعالیت های شرکت نفت در هفتکل، با ورود دکتر اقبال در فرودگاه؛ به سوی او دویده و فریاد زده :
هفتکل تعطیل نمیشه
رو به جمعیت کرد، مشت بالا برد و غرش نمود:
هفنکل تنها نمیشه
سکوت یک ثانیه ای، زمینه ی فریاد همدهانی حاضران شد، داغ، تشنه و بی قرار...
پسرک، بی اختیار، در پی غریبه وارد مغازه شد. فرباد ها سقف بازار را لرزاند.
حسنپور، خونسرد داشت ته لیوانش را سر می کشید.
انگشت اعتراض ملا ممد رو به بالا بود، ایستاده در برابر کلانتر.
بوی ترش عرق بدن غریبه فضای گرم مغازه را پر کرد.
لبخندی که روی لبان و گونه های گُر گرفته کلانتر بود، محو شد.
نگاهش روی دست غریبه میخ ماند:
- هان چه خبر، این ورا؟
- قربان سیمرغ ایذه منو فرستاد اینجا؟ امروز پیک هستم...
- با چی اومدی؟
- رخش اهواز...
- چی آوردی؟
- این کاغذ را فامیلتان داد سریع برسانم به دستتان... فرمودن سریع جواب مرقوم فرمایید، با خودم ببرم اهواز؛ بدهم به آقای برنامه...
پاکت آبی رنگ کاغذ گلاسه را که لبه های لفافش را مهر/ موم تاج نشانی به هم چسبانده بود؛ در دست سرهنگ سراند...
ملا ممد به عادت همیشگی، یک چشم را خواباند و زل زد به پاکت...
سکوتی مغازه را انباشت.
و ناگهان باد بوی عطری را از کوچه پشت مغازه به ریه های حریص پسرک پاشاند تا سر را به آن سو بچرخاند.
و او شگفت زده دختر زیبای شهرش "نازالیا" را دید که با آن موی کوتاه پسرانه و لبخند شیطنت بار به این سو زل زده...
هراس و خوشی وجود پسرک را فرا گرفت...
با چشمان پیام ها رد و بدل شد. قلب یسرک به تپش افتاد...
فردا ادامه دارد...
![]()
امروز آدینه
یکم شهریور 1387
در این روزنامه
* آخرین خبر
در هزاره ی سوم
که دانایی
توانایی است
تقدیر شهروندان دیار مرا
اراده ی
برف
و
بی آبی
بی تفاوت به این همه موجود مقدس/مدیر
دکتر و چهره های ماندگار و مهندس
به بازی می گیرد...
** خودرو نوشته ها
شتاب مکن، مقصد خاک است/ چه زیباست نام ابوالفضل/
غزال کرج/ آره تو محشری...
(نوشته های روی مینی بوس ایویکو، عظیمیه کرج)
*** یادداشت
روز دوشنبه ی اخیر که پیاده از میدان "آزادی" رو به سوی سه راهی فرودگاه مهرآباد می رفتم، متوجه حجم عظیمی از آشغال شدم. کناره های اتوبان را تکه های پلاستیک کثیف، شیشه های دلِستِر و ته سیگار... مچاله های سیگار و باز هم ته سیگار...پوشش های پلاسیده ی کیک و آدامس... کاندوم های رنگارنگ...و آن چه که در شأن پایتخت ایرانی نیست.
راستی، این همه پسماندها و فضولات خیابانی حاصل حیات چه کسانی است؟
پرسش های خود را با گزارش فردا در این باره مقایسه کنید.
**** دوباره سلام هفتکل!
فصل ۱۳
آ حسنپور و كلانتر گلشن
خوانديم كه:
شهر هفتكل، دشت خالی از سكنه تا پيش از كشف نفت، به دوبخش شركت نفتي با لين هاي سازماني و محله هاي شخصي نشين مانند هوره ، جاروكارا و مهر آباد و حاتم آباد و توف شيرين تقسيم شده بود.
پس از كودتاي آمريكايي- انگلسي ۱۳۳۲ و بگير و ببندهاي فراوان در اين شهر، سكوتي معنادار بر سر مردم سايه افكند.
کلانتر گلشن و مأموران به سراغ حسنپور هزاردستان آمدند. ...
زنان و مردان به کلانتری و بازار هجوم بردند....
پسرک دور و برش را با دقت کاوید. نه با چشمان، با انگشتان پرسشگر.
انگار روح شهر نفت و نفرین بیدار شده بود.
یک سو دوستانش را دید: ترول(تاج ممد) ، راخو (راه خدا)، بَلُو (عبدرضا) ، انار، یدول و توفیق عرب ... و سوی دیگر: لشکر شکست خورده ی کارگران شل و کور بازنشسته و سالی دوماه شرکت نفت...و آن جا، در سایه ی استور شرکت نفت، چند دختر شیطون شهر را دید: زیبا...آهو... و ملکه ی همیشه ی رویاهایش: نازالیا که با چشمان نگران رو به این سو، هزار سؤال داشت...پسرک خواست از جمعیت بکند و برای دیدن "نازالیا" به سویش بال بزند که شنید زنجانی با صدای بلند از استولا رضوان می خواهد که برود داخل مقازه ی حسنپور و خواسته های اهالی را با کلانتر در میان بگذارد.... پسرک خوب که نگاه کرد، "شبح" را هم دید، مثل بقیه ایستاده...به کشیدن سیگار، ابرام آل سیاه هم نزدیکی هایش وول می خورد. "مَم رضا مَچَلو" هم بود...
همه در بازار جمع بودند. دکانداران "جاروکارا"، همه بودند. راسته ی "اخول": سید ضامن تَرَک آب /اخولی/ کریم فارسیمدان( کریم لَرو)/گودرز چهارده چریک جوشکار/ حسینقلی نصیری/ امیر قلی زاده / دیستوی/ اوس علی ممد آهنگر و ستون محکم پشتشان: موسیو حسن شاهرخ: بازرگان کم حرف ...
سنگینی سکوت.
سکوت پرمعنا.
معناهای لفظ گریز...
از دور، از درون اتاقی ته گاراژ "رخ"، صدای خواننده ی محلی، "کارآزموده" می آمد:
گلی چون پَه چه واوید...
زنجانی داشت به دارسی و رینولدز فحش می داد که 60 سال پیشتر آمده بودند به دشت جانکی در پی نفت و همه ی اهالی را خانه خراب کرده بودند....
گلشن گفته بود: ما آمده ایم برای حفظ نظم... برای مراقبت از منطقه...
و ملا ممد اعتراض کرد : شما امنیه ها خاطر خواه قدرتین علیه مردم...
صدای کارآزموده اوج می گرفت:
مو هر چه زِس ئی پرسوم
ایگو یِس یِس و یِس یِس
ناگهان تکانی به بدنه بازار افتاد. مأموری تازه وارد و بیگانه برای شهر؛ مسلح و عبوس از لای جمعیت ، با فشار راه باز کرد رو به مغازه ی حسنپور...
فردا ادامه دارد...
![]()